| جمع | hennes |
i can see henne standing by the window.
من میتوانم هننه را که در کنار پنجره ایستاده است را ببینم.
i heard henne singing in the bathroom.
من گویی هننه در حمام میخواند را شنیدم.
can you help henne with her bags please?
لطفاً میتوانی به هننه در حمل کیفهایش کمک کنی؟
i need to call henne back immediately.
من نیاز دارم فوراً به هننه بازگویی کنم.
you should talk to henne about this problem.
شما باید در مورد این مشکل با هننه صحبت کنید.
we are all waiting for henne to arrive.
همه ما منتظر رسیدن هننه هستیم.
did you find henne's lost keys yet?
آیا قفلهای گم شده هننه را پیدا کردهاید؟
i really miss henne a lot these days.
من واقعاً این روزها بسیار هننه را میخواهم.
please give henne my regards when you see her.
لطفاً وقتی هننه را ببینی، از من سلام بگو.
you should believe henne when she tells you the truth.
شما باید وقتی هننه به شما راست بگوید، او را باور کنید.
he still loves henne after all these years.
او هنوز پس از همه این سالها به هننه عاشق است.
they finally understood henne's difficult situation.
آنها در نهایت وضعیت دشوار هننه را فهمیدند.
we all trust henne completely with this secret.
همه ما در مورد این راز به طور کامل به هننه اعتماد داریم.
i will never forget henne's kindness to me.
من هرگز لطف هننه به من را فراموش نخواهم کرد.
can you please remind henne about the meeting?
لطفاً میتوانی هننه را دربارهی جلسه یادآوری کنی؟
i can see henne standing by the window.
من میتوانم هننه را که در کنار پنجره ایستاده است را ببینم.
i heard henne singing in the bathroom.
من گویی هننه در حمام میخواند را شنیدم.
can you help henne with her bags please?
لطفاً میتوانی به هننه در حمل کیفهایش کمک کنی؟
i need to call henne back immediately.
من نیاز دارم فوراً به هننه بازگویی کنم.
you should talk to henne about this problem.
شما باید در مورد این مشکل با هننه صحبت کنید.
we are all waiting for henne to arrive.
همه ما منتظر رسیدن هننه هستیم.
did you find henne's lost keys yet?
آیا قفلهای گم شده هننه را پیدا کردهاید؟
i really miss henne a lot these days.
من واقعاً این روزها بسیار هننه را میخواهم.
please give henne my regards when you see her.
لطفاً وقتی هننه را ببینی، از من سلام بگو.
you should believe henne when she tells you the truth.
شما باید وقتی هننه به شما راست بگوید، او را باور کنید.
he still loves henne after all these years.
او هنوز پس از همه این سالها به هننه عاشق است.
they finally understood henne's difficult situation.
آنها در نهایت وضعیت دشوار هننه را فهمیدند.
we all trust henne completely with this secret.
همه ما در مورد این راز به طور کامل به هننه اعتماد داریم.
i will never forget henne's kindness to me.
من هرگز لطف هننه به من را فراموش نخواهم کرد.
can you please remind henne about the meeting?
لطفاً میتوانی هننه را دربارهی جلسه یادآوری کنی؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید