hermetic

[ایالات متحده]/hɜːˈmetɪk/
[بریتانیا]/hɜːrˈmetɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مهر و موم شده; از دنیای خارج ایزوله شده; هوا ناپذیر
n. کیمیاگر

عبارات و ترکیب‌ها

hermetic seal

آب‌بندی جدانشت

hermetic closure

بسته‌ی جدانشت

hermetic environment

محیط جدانشت

hermetic system

سیستم جدانشت

جملات نمونه

obscure and hermetic poems.

اشعار مبهم و محرمانه

the hermetic confines of an isolated life.

محدودیت‌های منزوی یک زندگی منزوی.

A hermetic seal is used on this glass bottle.

یک مهر و موم محرمانه بر روی این بطری شیشه ای استفاده می شود.

A hermetic seal is used at the top of this sample box.

یک مهر و موم محرمانه در بالای این جعبه نمونه استفاده می شود.

The hermetic seal on the packet means that the food lasts longer.

مهر و موم محرمانه روی بسته نشان می دهد که غذا بیشتر ماندگار است.

bromocriptine could shorten significantly the survival time of the hermetic hypoxic mice,the effect of bromocriptin...

بروموکریپتین می تواند به طور قابل توجهی زمان بقای موش های هایپوکسی محرمانه را کوتاه کند، اثر بروموکریپتین...

نمونه‌های واقعی

Some children even named her the hermetic hermit.

برخی از کودکان حتی نام او را «تنک‌اشرافه منزوی» گذاشتند.

منبع: Pan Pan

Outside of the sealed capsule, other scientists are also monitoring and observing how a hermetic environment affects people's physiological changes, biological rhythms, sleep patterns and psychological health.

در خارج از کپسول مهر و موم شده، دانشمندان دیگر نیز در حال نظارت و مشاهده هستند که چگونه یک محیط مهر و موم شده بر تغییرات فیزیولوژیکی افراد، ریتم های بیولوژیکی، الگوهای خواب و سلامت روان تأثیر می گذارد.

منبع: CRI Online December 2016 Collection

Both Gaston and his wife would have liked to incorporate him into the family life, but Aureliano was a hermetic man with a cloud of mystery that time was making denser.

هم Gaston و هم همسرش دوست داشتند او را در زندگی خانوادگی بگنجانند، اما Aureliano مردی مهر و موم شده با ابر غمومی بود که زمان آن را متراکم تر می کرد.

منبع: One Hundred Years of Solitude

They spent the greater part of the day closeted in the bedroom in hermetic conferences and at dusk they asked for an escort and some accordion players and took over Catarino's store.

آنها بیشتر روز را در اتاق خواب در کنفرانس های مهر و موم شده سپری کردند و هنگام غروب آفتاب درخواست اسکورت و چند نوازنده آکاردئون کردند و مغازه Catarino را تصرف کردند.

منبع: One Hundred Years of Solitude

It is more important that Hermes also gave his name to the word " hermetic, " which means hidden or inaccessible—not inappropriate for the way Hermes takes care to keep the two of us hidden from each other.

مهمتر این است که Hermes همچنین نام خود را به کلمه " hermetic " بخشید، به معنای پنهان یا غیرقابل دسترس - مناسبی برای نحوه مراقبت Hermes از پنهان نگه داشتن ما از یکدیگر.

منبع: Sophie's World A Novel About the History of Philosophy

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید