red herrings
سردنهها
smoked herrings
سردنههای دودی
pickled herrings
سردنههای ترشی
fresh herrings
سردنههای تازه
herring gulls
چلغونگاها
herring fish
ماهی ساردین
fried herrings
سردنههای سرخشده
canned herrings
سردنههای کنسروی
herring roe
تخم ساردین
herring salad
سالاد ساردین
we often discuss red herrings in mystery novels.
ما اغلب در مورد رد هِرینگها در رمانهای معمایی بحث میکنیم.
his argument was full of red herrings.
استدلال او پر از رد هِرینگ بود.
don't be misled by the red herrings in the debate.
به رد هِرینگهای بحث فریب نخورید.
they used red herrings to distract from the main issue.
آنها از رد هِرینگها برای منحرف کردن توجه از موضوع اصلی استفاده کردند.
red herrings can make a story more intriguing.
رد هِرینگها میتوانند یک داستان را جذابتر کنند.
in logic puzzles, red herrings are often included.
در بازیهای منطقی، رد هِرینگها اغلب گنجانده میشوند.
the detective pointed out several red herrings.
مامور پلیس چندین رد هِرینگ را نشان داد.
recognizing red herrings is crucial for solving mysteries.
تشخیص رد هِرینگها برای حل معماها بسیار مهم است.
critics highlighted the use of red herrings in the film.
منتقدان استفاده از رد هِرینگها در فیلم را برجسته کردند.
she skillfully avoided red herrings in her analysis.
او به طرز ماهرانه ای از رد هِرینگها در تحلیل خود اجتناب کرد.
red herrings
سردنهها
smoked herrings
سردنههای دودی
pickled herrings
سردنههای ترشی
fresh herrings
سردنههای تازه
herring gulls
چلغونگاها
herring fish
ماهی ساردین
fried herrings
سردنههای سرخشده
canned herrings
سردنههای کنسروی
herring roe
تخم ساردین
herring salad
سالاد ساردین
we often discuss red herrings in mystery novels.
ما اغلب در مورد رد هِرینگها در رمانهای معمایی بحث میکنیم.
his argument was full of red herrings.
استدلال او پر از رد هِرینگ بود.
don't be misled by the red herrings in the debate.
به رد هِرینگهای بحث فریب نخورید.
they used red herrings to distract from the main issue.
آنها از رد هِرینگها برای منحرف کردن توجه از موضوع اصلی استفاده کردند.
red herrings can make a story more intriguing.
رد هِرینگها میتوانند یک داستان را جذابتر کنند.
in logic puzzles, red herrings are often included.
در بازیهای منطقی، رد هِرینگها اغلب گنجانده میشوند.
the detective pointed out several red herrings.
مامور پلیس چندین رد هِرینگ را نشان داد.
recognizing red herrings is crucial for solving mysteries.
تشخیص رد هِرینگها برای حل معماها بسیار مهم است.
critics highlighted the use of red herrings in the film.
منتقدان استفاده از رد هِرینگها در فیلم را برجسته کردند.
she skillfully avoided red herrings in her analysis.
او به طرز ماهرانه ای از رد هِرینگها در تحلیل خود اجتناب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید