herrings

[ایالات متحده]/ˈhɛrɪŋz/
[بریتانیا]/ˈhɛrɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل هیرینگ؛ موضوعی که توجه را منحرف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

red herrings

سردنه‌ها

smoked herrings

سردنه‌های دودی

pickled herrings

سردنه‌های ترشی

fresh herrings

سردنه‌های تازه

herring gulls

چلغونگاها

herring fish

ماهی ساردین

fried herrings

سردنه‌های سرخ‌شده

canned herrings

سردنه‌های کنسروی

herring roe

تخم ساردین

herring salad

سالاد ساردین

جملات نمونه

we often discuss red herrings in mystery novels.

ما اغلب در مورد رد هِرینگ‌ها در رمان‌های معمایی بحث می‌کنیم.

his argument was full of red herrings.

استدلال او پر از رد هِرینگ بود.

don't be misled by the red herrings in the debate.

به رد هِرینگ‌های بحث فریب نخورید.

they used red herrings to distract from the main issue.

آنها از رد هِرینگ‌ها برای منحرف کردن توجه از موضوع اصلی استفاده کردند.

red herrings can make a story more intriguing.

رد هِرینگ‌ها می‌توانند یک داستان را جذاب‌تر کنند.

in logic puzzles, red herrings are often included.

در بازی‌های منطقی، رد هِرینگ‌ها اغلب گنجانده می‌شوند.

the detective pointed out several red herrings.

مامور پلیس چندین رد هِرینگ را نشان داد.

recognizing red herrings is crucial for solving mysteries.

تشخیص رد هِرینگ‌ها برای حل معماها بسیار مهم است.

critics highlighted the use of red herrings in the film.

منتقدان استفاده از رد هِرینگ‌ها در فیلم را برجسته کردند.

she skillfully avoided red herrings in her analysis.

او به طرز ماهرانه ای از رد هِرینگ‌ها در تحلیل خود اجتناب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید