shad

[ایالات متحده]/ʃæd/
[بریتانیا]/ʃæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هر یک از چندین گونه ماهی در خانواده Clupeidae؛ شاد آمریکایی (Alosa sapidissima)

عبارات و ترکیب‌ها

shad fish

ماهی شاباک

shad run

حرکت شاباک

shad spawning

تخم‌ریزی شاباک

shad season

فصل شاباک

shad roe

تخم شاباک

shad fishing

شکار شاباک

shad population

جمعیت شاباک

shad habitat

زیستگاه شاباک

shad migration

مهاجرت شاباک

shad catch

گرفتن شاباک

جملات نمونه

he saw a shad swimming upstream.

او یک ماهی شو را در حال شنا کردن در برابر جریان آب دید.

shad are often found in rivers during spring.

ماهی شو اغلب در بهار در رودخانه یافت می شود.

we went fishing for shad last weekend.

ما آخر هفته گذشته برای ماهی شو به ماهیگیری رفتیم.

shad roe is considered a delicacy.

تخم ماهی شو به عنوان یک غذای خوشمزه در نظر گرفته می شود.

the shad population is increasing in the area.

جمعیت ماهی شو در این منطقه در حال افزایش است.

they prepare shad in various delicious ways.

آنها ماهی شو را به روش های خوشمزه مختلف آماده می کنند.

shad are known for their rich flavor.

ماهی شو به خاطر طعم غنی خود شناخته می شود.

it’s important to catch shad during the right season.

مهم است که ماهی شو در فصل مناسب صید شود.

many fishermen prefer shad for their taste.

بسیاری از ماهیگیران ماهی شو را به خاطر طعم آن ترجیح می دهند.

in some cultures, shad is a traditional dish.

در برخی فرهنگ ها، ماهی شو یک غذای سنتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید