heterospecific

[ایالات متحده]//ˌhet.ə.rəʊ.spəˈsɪf.ɪk//
[بریتانیا]//ˌhet.ə.roʊ.spəˈsɪf.ɪk//

ترجمه

adj. مربوط به یا رخ دادن بین گونه‌های مختلف.

عبارات و ترکیب‌ها

heterospecific interactions

تعاملات هتروسپسیفیک

heterospecific mating

تولید مثل هتروسپسیفیک

heterospecific competition

رقابت هتروسپسیفیک

heterospecific signals

سیگنال‌های هتروسپسیفیک

heterospecific communication

ارتباطات هتروسپسیفیک

heterospecific relationships

روابط هتروسپسیفیک

heterospecific transfer

تبدیل هتروسپسیفیک

heterospecific associations

ارتباطات هتروسپسیفیک

heterospecific gene flow

جریان ژن هتروسپسیفیک

heterospecific hybridization

هیبریداسیون هتروسپسیفیک

جملات نمونه

the bird responded to the heterospecific alarm call from a nearby species.

پرندۀ به هشدار خطر از یک گونه مجاور پاسخ داد.

researchers observed heterospecific interactions between the two monkey groups.

پژوهشگران تعاملات بین گونه‌ای را بین دو گروه مارمولک مشاهده کردند.

the male displayed heterospecific mating behavior toward the wrong species.

مرد رفتار زوج‌گزینی بین گونه‌ای را نسبت به گونه‌ی اشتباه نشان داد.

some fish form heterospecific schools for increased protection.

برخی ماهی‌ها برای حفاظت بیشتر مدرسه‌های بین گونه‌ای تشکیل می‌دهند.

the frog's call attracts both conspecific and heterospecific mates.

صوت غولپیکر هر دو همسر یک گونه و بین گونه‌ای را جذب می‌کند.

heterospecific aggression was documented during territorial disputes.

تقلب بین گونه‌ای در میان اختلافات زمینه‌ای ثبت شد.

the study examined heterospecific communication in mixed-species flocks.

این مطالعه ارتباطات بین گونه‌ای را در گروه‌های چند گونه‌ای مورد بررسی قرار داد.

these insects rely on heterospecific chemical signals to locate food sources.

این حشرات از سیگنال‌های شیمیایی بین گونه‌ای برای یافتن منابع غذایی استفاده می‌کنند.

the lion ignored the heterospecific predators resting nearby.

لئو به پرندگان بین گونه‌ای که در نزدیکی استراحت می‌کردند توجه نکرد.

young animals often learn survival skills from heterospecific social partners.

حیوانات جوان اغلب مهارت‌های بقا را از شریک‌های اجتماعی بین گونه‌ای یاد می‌گیرند.

heterospecific signals can confuse species that share similar habitats.

سیگنال‌های بین گونه‌ای می‌توانند گونه‌هایی را که اکوسیستم‌های مشابهی را به اشتراک می‌گذارند، گیج کنند.

the turtle formed a heterospecific partnership with a bird for cleaning.

کرم‌پوست با یک پرندۀ همکاری بین گونه‌ای برای تمیز کردن تشکیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید