hexenbesen

[ایالات متحده]/ˈhɛksənˌbiːzən/
[بریتانیا]/ˈhɛksənˌbiːzən/

ترجمه

n. بیماری گیاهی که با رشد بوته‌ای مشخص می‌شود؛ جارو جادوگری، اصطلاحی که در گیاه‌شناسی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hexenbesen ride

سوارکاری با جاروی جادویی

hexenbesen flight

پرواز با جاروی جادویی

hexenbesen broom

جاروی جادویی

hexenbesen magic

جادو

hexenbesen adventure

ماجراجویی

hexenbesen tales

قصه‌ها

hexenbesen legend

افسانه

hexenbesen witch

جادوگر

hexenbesen spell

طلسم

hexenbesen folklore

فولکلور

جملات نمونه

the witch flew on her hexenbesen through the dark night.

جادوگر با جاروی جادویی خود در شب تاریک پرواز کرد.

children love to hear stories about hexenbesen and witches.

کودکان عاشق شنیدن داستان‌هایی درباره جاروی جادویی و جادوگران هستند.

in folklore, a hexenbesen is a symbol of magic.

در فولکلور، جاروی جادویی نمادی از جادو است.

she decorated her room with a picture of a hexenbesen.

او اتاق خود را با تصویری از جاروی جادویی تزئین کرد.

many halloween costumes feature a hexenbesen.

بسیاری از لباس‌های هالووین دارای جاروی جادویی هستند.

the legend of the hexenbesen has been passed down for generations.

افسانه جاروی جادویی نسل‌هاست که منتقل شده است.

she waved her hexenbesen to cast a spell.

او برای انداختن یک طلسم، جاروی جادویی خود را به حرکت درآورد.

people often associate hexenbesen with halloween.

مردم اغلب جاروی جادویی را با هالووین مرتبط می‌کنند.

the old book contained drawings of a hexenbesen.

کتاب قدیمی حاوی تصاویری از جاروی جادویی بود.

she imagined herself riding a hexenbesen in the sky.

او خود را در حال سواری بر روی جاروی جادویی در آسمان تصور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید