hexenbesens flight
پرواز هگزنبسن
hexenbesens ride
سوار شدن هگزنبسن
hexenbesens broomstick
جاروی هگزنبسن
hexenbesens magic
جادوی هگزنبسن
hexenbesens adventure
ماجراجویی هگزنبسن
hexenbesens legend
افسانه هگزنبسن
hexenbesens journey
سفر هگزنبسن
hexenbesens tales
داستانهای هگزنبسن
hexenbesens spell
جادو هگزنبسن
hexenbesens tradition
آدیشن هگزنبسن
she flew on her hexenbesens to the enchanted forest.
او با هاگنبسنهای خود به جنگل افسانهای پرواز کرد.
the children dressed up as witches and rode their hexenbesens.
کودکان لباسهای جادویی پوشیدند و با هاگنبسنهای خود سواری کردند.
in the story, the hexenbesens can travel at lightning speed.
در داستان، هاگنبسنها میتوانند با سرعت رعد و برق سفر کنند.
she learned to fly her hexenbesens with grace and skill.
او یاد گرفت که با ظرافت و مهارت با هاگنبسنهای خود پرواز کند.
the hexenbesens was a symbol of her magical powers.
هاگنبسنها نمادی از قدرتهای جادویی او بود.
every halloween, kids pretend to ride their hexenbesens.
در هر هالووین، بچهها وانمود میکنند که با هاگنبسنهای خود سواری میکنند.
legends say that the hexenbesens can fly over mountains.
افسانهها میگویند که هاگنبسنها میتوانند بر فراز کوهها پرواز کنند.
she carefully polished her hexenbesens before the big night.
او قبل از شب بزرگ، هاگنبسنهای خود را با دقت پرداخت کرد.
the hexenbesens was crafted from ancient wood and magical herbs.
هاگنبسنها از چوب باستانی و گیاهان جادویی ساخته شده بود.
on a clear night, you can see witches flying on their hexenbesens.
در یک شب صاف، میتوانید جادوگرانی را که با هاگنبسنهای خود پرواز میکنند، ببینید.
hexenbesens flight
پرواز هگزنبسن
hexenbesens ride
سوار شدن هگزنبسن
hexenbesens broomstick
جاروی هگزنبسن
hexenbesens magic
جادوی هگزنبسن
hexenbesens adventure
ماجراجویی هگزنبسن
hexenbesens legend
افسانه هگزنبسن
hexenbesens journey
سفر هگزنبسن
hexenbesens tales
داستانهای هگزنبسن
hexenbesens spell
جادو هگزنبسن
hexenbesens tradition
آدیشن هگزنبسن
she flew on her hexenbesens to the enchanted forest.
او با هاگنبسنهای خود به جنگل افسانهای پرواز کرد.
the children dressed up as witches and rode their hexenbesens.
کودکان لباسهای جادویی پوشیدند و با هاگنبسنهای خود سواری کردند.
in the story, the hexenbesens can travel at lightning speed.
در داستان، هاگنبسنها میتوانند با سرعت رعد و برق سفر کنند.
she learned to fly her hexenbesens with grace and skill.
او یاد گرفت که با ظرافت و مهارت با هاگنبسنهای خود پرواز کند.
the hexenbesens was a symbol of her magical powers.
هاگنبسنها نمادی از قدرتهای جادویی او بود.
every halloween, kids pretend to ride their hexenbesens.
در هر هالووین، بچهها وانمود میکنند که با هاگنبسنهای خود سواری میکنند.
legends say that the hexenbesens can fly over mountains.
افسانهها میگویند که هاگنبسنها میتوانند بر فراز کوهها پرواز کنند.
she carefully polished her hexenbesens before the big night.
او قبل از شب بزرگ، هاگنبسنهای خود را با دقت پرداخت کرد.
the hexenbesens was crafted from ancient wood and magical herbs.
هاگنبسنها از چوب باستانی و گیاهان جادویی ساخته شده بود.
on a clear night, you can see witches flying on their hexenbesens.
در یک شب صاف، میتوانید جادوگرانی را که با هاگنبسنهای خود پرواز میکنند، ببینید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید