| جمع | heyes |
make heye
تولید سیب زمینی
heye field
مزرعه سیب زمینی
heye wagon
ویگن سیب زمینی
heye bale
بالم سیب زمینی
heye stack
پشیمان سیب زمینی
heye loft
سقف سیب زمینی
heye fork
چاقوی سیب زمینی
heye harvesting
جمع آوری سیب زمینی
heye season
فصل سیب زمینی
dried heye
سیب زمینی خشک
heye is a unique term that describes the feeling of quiet contemplation.
هایه یک واژه منحصر به فرد است که احساس تأمل آرام را توصیف میکند.
the artist captured the heye of the landscape in her painting.
هنرمند هایه طبیعت را در نقاشی خود ثبت کرد.
we experienced a moment of heye as we watched the sunset together.
ما در حالی که غروب خورشید را با هم دیدیم، لحظهای از هایه تجربه کردیم.
heye filled the room as the family gathered for the reunion.
همانطور که خانواده برای بازگشت جمع شد، هایه اتاق را پر کرد.
the heye between the two old friends was palpable despite the years apart.
هایه بین دو دوست قدیمی، با وجود سالهای فاصله، قابل احساس بود.
she spoke of her travels with a sense of heye and wonder.
او درباره سفرهایش با احساس هایه و عجیبگی صحبت کرد.
the heye of the ancient temple inspired reverence in all who visited.
هایه معبد باستانی در همهی کسانی که آن را بازدید کردند، احترام را القا کرد.
heye can be found in simple moments of shared silence.
هایه در لحظات سادهای از سکوت مشترک پیدا میشود.
the poet tried to capture the heye of autumn in his verses.
شاعر سعی کرد تا هایه پاییز را در آوازهایش ثبت کند.
heye washed over her as she walked through the quiet forest.
هایه بر روی او فرو رفت وقتی که از جنگل آرام پیاده روی میکرد.
they shared a look of deep heye that needed no words.
آنها یک نگاهی از هایه عمیق به هم نشان دادند که نیازی به کلام نداشت.
the heye of the ceremony touched everyone who attended.
هایه مراسم به همهی کسانی که حاضر بودند، لمس شد.
make heye
تولید سیب زمینی
heye field
مزرعه سیب زمینی
heye wagon
ویگن سیب زمینی
heye bale
بالم سیب زمینی
heye stack
پشیمان سیب زمینی
heye loft
سقف سیب زمینی
heye fork
چاقوی سیب زمینی
heye harvesting
جمع آوری سیب زمینی
heye season
فصل سیب زمینی
dried heye
سیب زمینی خشک
heye is a unique term that describes the feeling of quiet contemplation.
هایه یک واژه منحصر به فرد است که احساس تأمل آرام را توصیف میکند.
the artist captured the heye of the landscape in her painting.
هنرمند هایه طبیعت را در نقاشی خود ثبت کرد.
we experienced a moment of heye as we watched the sunset together.
ما در حالی که غروب خورشید را با هم دیدیم، لحظهای از هایه تجربه کردیم.
heye filled the room as the family gathered for the reunion.
همانطور که خانواده برای بازگشت جمع شد، هایه اتاق را پر کرد.
the heye between the two old friends was palpable despite the years apart.
هایه بین دو دوست قدیمی، با وجود سالهای فاصله، قابل احساس بود.
she spoke of her travels with a sense of heye and wonder.
او درباره سفرهایش با احساس هایه و عجیبگی صحبت کرد.
the heye of the ancient temple inspired reverence in all who visited.
هایه معبد باستانی در همهی کسانی که آن را بازدید کردند، احترام را القا کرد.
heye can be found in simple moments of shared silence.
هایه در لحظات سادهای از سکوت مشترک پیدا میشود.
the poet tried to capture the heye of autumn in his verses.
شاعر سعی کرد تا هایه پاییز را در آوازهایش ثبت کند.
heye washed over her as she walked through the quiet forest.
هایه بر روی او فرو رفت وقتی که از جنگل آرام پیاده روی میکرد.
they shared a look of deep heye that needed no words.
آنها یک نگاهی از هایه عمیق به هم نشان دادند که نیازی به کلام نداشت.
the heye of the ceremony touched everyone who attended.
هایه مراسم به همهی کسانی که حاضر بودند، لمس شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید