high-ups worried
اعضای بالا نگران بودند
appealing to high-ups
درخواست از اعضای بالا
high-ups decided
اعضای بالا تصمیم گرفتند
dealing with high-ups
تعامل با اعضای بالا
high-ups approved
اعضای بالا تأیید کردند
influence high-ups
تأثیر بر اعضای بالا
contacting high-ups
ارتباط با اعضای بالا
high-ups intervened
اعضای بالا مداخله کردند
protecting high-ups
حفاظت از اعضای بالا
pleasing high-ups
رضایت اعضای بالا
the high-ups rarely visit the front lines.
اعضای بالا سلسله مراتب به ندرت به خط مقدم میروند.
we need to impress the high-ups with our results.
ما باید با نتایج خود اعضای بالا سلسله مراتب را متقاعد کنیم.
the high-ups made a decision to cut funding.
اعضای بالا سلسله مراتب تصمیم گرفتند تأمین مالی را کاهش دهند.
he's trying to climb the ladder to reach the high-ups.
او در حال تلاش برای صعود به سلسله مراتب به منظور رسیدن به اعضای بالا است.
the high-ups were concerned about the project's delays.
اعضای بالا سلسله مراتب نگران تاخیرات پروژه بودند.
it's difficult to get feedback from the high-ups.
دریافت بازخورد از اعضای بالا سلسله مراتب دشوار است.
the high-ups approved the new marketing strategy.
اعضای بالا سلسله مراتب راهکار بازاریابی جدید را تأیید کردند.
we presented our proposal to the high-ups last week.
ما پیشنویس خود را هفته گذشته به اعضای بالا سلسله مراتب ارائه کردیم.
the high-ups demanded a full investigation into the matter.
اعضای بالا سلسله مراتب از بررسی کامل این مورد خواستند.
the company's future rests in the hands of the high-ups.
آینده شرکت در دست اعضای بالا سلسله مراتب است.
the high-ups are evaluating the team's performance.
اعضای بالا سلسله مراتب عملکرد تیم را ارزیابی میکنند.
high-ups worried
اعضای بالا نگران بودند
appealing to high-ups
درخواست از اعضای بالا
high-ups decided
اعضای بالا تصمیم گرفتند
dealing with high-ups
تعامل با اعضای بالا
high-ups approved
اعضای بالا تأیید کردند
influence high-ups
تأثیر بر اعضای بالا
contacting high-ups
ارتباط با اعضای بالا
high-ups intervened
اعضای بالا مداخله کردند
protecting high-ups
حفاظت از اعضای بالا
pleasing high-ups
رضایت اعضای بالا
the high-ups rarely visit the front lines.
اعضای بالا سلسله مراتب به ندرت به خط مقدم میروند.
we need to impress the high-ups with our results.
ما باید با نتایج خود اعضای بالا سلسله مراتب را متقاعد کنیم.
the high-ups made a decision to cut funding.
اعضای بالا سلسله مراتب تصمیم گرفتند تأمین مالی را کاهش دهند.
he's trying to climb the ladder to reach the high-ups.
او در حال تلاش برای صعود به سلسله مراتب به منظور رسیدن به اعضای بالا است.
the high-ups were concerned about the project's delays.
اعضای بالا سلسله مراتب نگران تاخیرات پروژه بودند.
it's difficult to get feedback from the high-ups.
دریافت بازخورد از اعضای بالا سلسله مراتب دشوار است.
the high-ups approved the new marketing strategy.
اعضای بالا سلسله مراتب راهکار بازاریابی جدید را تأیید کردند.
we presented our proposal to the high-ups last week.
ما پیشنویس خود را هفته گذشته به اعضای بالا سلسله مراتب ارائه کردیم.
the high-ups demanded a full investigation into the matter.
اعضای بالا سلسله مراتب از بررسی کامل این مورد خواستند.
the company's future rests in the hands of the high-ups.
آینده شرکت در دست اعضای بالا سلسله مراتب است.
the high-ups are evaluating the team's performance.
اعضای بالا سلسله مراتب عملکرد تیم را ارزیابی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید