highbrows

[ایالات متحده]/ˈhaɪbraʊz/
[بریتانیا]/ˈhaɪbraʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی با استانداردهای فرهنگی یا فکری بالا

عبارات و ترکیب‌ها

highbrows only

فقط افراد فرهیخته

highbrows club

باشگاه فرهیختگان

highbrows affair

موضوع مربوط به فرهیختگان

highbrows culture

فرهنگ فرهیختگان

highbrows audience

مخاطبان فرهیخته

highbrows art

هنر فرهیختگان

highbrows tastes

سلیقه فرهیختگان

highbrows entertainment

سرگرمی فرهیختگان

highbrows opinions

نظرات فرهیختگان

highbrows discussions

بحث و گفتگوهای فرهیختگان

جملات نمونه

highbrows often appreciate classical music.

عالمداران اغلب از موسیقی کلاسیک قدردانی می‌کنند.

many highbrows attend art exhibitions regularly.

بسیاری از عالمداران به طور منظم در نمایشگاه‌های هنری شرکت می‌کنند.

highbrows tend to prefer literary novels.

عالمداران معمولاً تمایل به ترجیح رمان‌های ادبی دارند.

discussion among highbrows can be quite stimulating.

بحث و گفتگو در میان عالمداران می‌تواند بسیار تحریک‌آمیز باشد.

highbrows often critique mainstream cinema.

عالمداران اغلب سینمای جریان اصلی را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

highbrows enjoy debating philosophical ideas.

عالمداران از بحث در مورد ایده‌های فلسفی لذت می‌برند.

some highbrows look down on popular culture.

برخی از عالمداران فرهنگ عامه را تحقیر می‌کنند.

highbrows are known for their refined tastes.

عالمداران به دلیل ذائقه‌های ظریفشان شناخته می‌شوند.

in a room full of highbrows, the conversation was elevated.

در اتاقی پر از عالمداران، گفتگو ارتقا یافت.

highbrows often support avant-garde artists.

عالمداران اغلب از هنرمندان آوانگارد حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید