highness

[ایالات متحده]/'hainis/
[بریتانیا]/ˈhaɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلیحضرت شما
ارتفاع، موقعیت بالا
شرافتمندی، بزرگی

عبارات و ترکیب‌ها

Your Highness

شاهزاده

Royal Highness

شاهزاده معظم

His Highness

او شاهزاده

Her Highness

شاهزاده خانم

جملات نمونه

His highness the prince arrived at the palace.

شاهزاده معظم در قصر حاضر شد.

Addressing someone of highness requires proper etiquette.

صحبت با شخصی با رتبه بالا نیازمند رعایت آداب و رسوم مناسب است.

The queen's highness was evident in her regal demeanor.

وقار ملکه در رفتار سلطنتی او آشکار بود.

The ambassador presented his credentials to his highness the king.

سفیر مدارک خود را به والاحه شاه تقدیم کرد.

The princess conducted herself with grace and highness at the royal ball.

شاهزاده خانم با وقار و بزرگی در مهمانی سلطنتی رفتار کرد.

The highness of the mountain peak made it a challenging climb.

ارتفاع قله کوه باعث شد صعود به آن چالش برانگیز باشد.

The highness of the skyscraper made it a prominent landmark in the city.

ارتفاع آسمان خراش آن را به یک نقطه ی دیدنی برجسته در شهر تبدیل کرد.

The highness of the waves made surfing an exhilarating experience.

ارتفاع موج ها باعث شد موج سواری یک تجربه هیجان انگیز باشد.

The highness of her expectations made it difficult to meet her standards.

بالا بودن انتظارات او باعث شد برآورده کردن استانداردهای او دشوار باشد.

The highness of the cathedral's spires reached towards the sky.

ارتفاع برج های کلیسا به سمت آسمان کشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید