hijacked

[ایالات متحده]/ˈhaɪdʒæktɪd/
[بریتانیا]/ˈhaɪdʒæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کنترل یک وسیله نقلیه یا هواپیما را به دست گرفتن؛ به گروگان گرفتن؛ در راه دزدی کردن؛ یک جلسه را برای اهداف شخصی دستکاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hijacked plane

هواپیمای ربوده شده

hijacked vehicle

وسیله نقلیه ربوده شده

hijacked ship

کشتی ربوده شده

hijacked broadcast

پخش ربوده شده

hijacked account

حساب کاربری ربوده شده

hijacked message

پیام ربوده شده

hijacked data

داده ربوده شده

hijacked meeting

جلسه ربوده شده

hijacked session

نشست ربوده شده

hijacked network

شبکه ربوده شده

جملات نمونه

the plane was hijacked by armed terrorists.

هواپیما توسط تروریست‌های مسلح ربوده شد.

the meeting was hijacked by a single agenda item.

جلسه توسط یک مورد خاص در دستور کار ربوده شد.

her presentation was hijacked by technical difficulties.

ارائه او توسط مشکلات فنی ربوده شد.

the social media campaign was hijacked by trolls.

کمپین رسانه‌های اجتماعی توسط تروول‌ها ربوده شد.

they hijacked the conversation to discuss their own issues.

آنها مکالمه را برای بحث در مورد مشکلات خود ربودند.

the story was hijacked by sensational headlines.

داستان توسط تیترهای سنسیشن‌الهی ربوده شد.

the event was hijacked by protesters.

رویداد توسط اعتراض‌کنندگان ربوده شد.

the project was hijacked by competing interests.

پروژه توسط منافع متضاد ربوده شد.

the narrative was hijacked by misinformation.

روایت توسط اطلاعات نادرست ربوده شد.

her ideas were hijacked by her colleagues.

ایده‌های او توسط همکارانش ربوده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید