hinch

[ایالات متحده]/hɪntʃ/
[بریتانیا]/hɪntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسم خاص، معمولاً یک نام خانوادگی یا نام شخصی از مبدأ چینی
Word Forms
جمعhinches

عبارات و ترکیب‌ها

hinching along

ترجمه فارسی

hinched out

ترجمه فارسی

will hinch

ترجمه فارسی

hinching away

ترجمه فارسی

hinches in

ترجمه فارسی

would hinch

ترجمه فارسی

hinching around

ترجمه فارسی

hinched up

ترجمه فارسی

hinching down

ترجمه فارسی

hinches out

ترجمه فارسی

جملات نمونه

many people have adopted the hinch routine to improve their fitness.

بسیاری از افراد روتین هینچ را برای بهبود سلامتی خود پذیرفته‌اند.

the hinch method has gained popularity on social media.

روش هینچ در شبکه‌های اجتماعی محبوب شده است.

she follows a strict hinch workout schedule every week.

او هر هفته یک برنامه تمرینی سخت‌گیرانه هینچ را دنبال می‌کند.

the hinch fitness philosophy emphasizes balanced nutrition.

فیلسفه ورزش هینچ بر تغذیه متعادل تاکید می‌کند.

his hinch lifestyle transformation inspired his friends.

تغییر سبک زندگی هینچ او دوستانش را الهام بخشید.

the hinch tips she shares are very practical.

نکات هینچ که او به اشتراک می‌گذارد بسیار عملی هستند.

thousands of hinch followers joined her online community.

هزاران پیرو هینچ به جامعه آنلاین او پیوستند.

the hinch challenge went viral on tiktok last month.

چالش هینچ ماه گذشته در تیک تک ویروس شد.

her hinch exercises focus on core strength.

تمرینات هینچ او بر تقویت عضلات هسته‌ای متمرکز است.

the hinch principles include consistency and patience.

اصل‌های هینچ شامل پایبندی و صبر است.

he credits the hinch program for his weight loss.

او کاهش وزن خود را به برنامه هینچ نسبت می‌دهد.

the hinch community provides great support for beginners.

جامعه هینچ حمایت بزرگی برای مبتدیان فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید