hindlimbs

[ایالات متحده]/ˈhaɪnd.lɪm/
[بریتانیا]/ˈhaɪnd.lɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (حیوان یا حشره) پای عقبی، اندام پایینی

عبارات و ترکیب‌ها

hindlimb movement

حرکت اندام پشتی

hindlimb strength

قدرت اندام پشتی

hindlimb injury

آسیب اندام پشتی

hindlimb support

حمایت اندام پشتی

hindlimb function

عملکرد اندام پشتی

hindlimb posture

وضعیت اندام پشتی

hindlimb reflex

رفلکس اندام پشتی

hindlimb analysis

تجزیه و تحلیل اندام پشتی

hindlimb coordination

هماهنگی اندام پشتی

hindlimb adaptation

سازگاری اندام پشتی

جملات نمونه

the kangaroo uses its hindlimbs for powerful jumping.

نامجنی‌ها به کانگورو کمک می‌کنند تا با قدرت زیادی بپرد.

in some animals, the hindlimbs are adapted for swimming.

در برخی حیوانات، اندام‌های پشتی برای شنای سازگار شده‌اند.

the hindlimb structure of the frog allows it to leap effectively.

ساختار اندام پشتی قورباغه به آن اجازه می‌دهد تا به طور موثر بپرد.

veterinarians often examine the hindlimbs for signs of injury.

دامپزشکان اغلب اندام‌های پشتی را برای علائم آسیب بررسی می‌کنند.

some species have evolved longer hindlimbs for better mobility.

برخی از گونه‌ها اندام‌های پشتی بلندتری را برای افزایش تحرک تکامل داده‌اند.

the hindlimb muscles are crucial for running fast.

عضلات اندام پشتی برای دویدن سریع بسیار مهم هستند.

insects have specialized hindlimbs for jumping and climbing.

حشرات اندام‌های پشتی تخصصی برای پریدن و بالا رفتن دارند.

researchers studied the hindlimb movement of various mammals.

محققان حرکت اندام پشتی پستانداران مختلف را مطالعه کردند.

hindlimb injuries can significantly affect an animal's mobility.

آسیب‌های اندام پشتی می‌توانند به طور قابل توجهی بر تحرک حیوان تأثیر بگذارند.

some reptiles have strong hindlimbs for digging burrows.

برخی از خزندگان اندام‌های پشتی قوی برای حفر تونل دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید