hindward

[ایالات متحده]/ˈhaɪndwəd/
[بریتانیا]/ˈhaɪndwərd/

ترجمه

adj. به سمت عقب; به سمت پشت
adv. در جهتی به سمت عقب; به سمت پشت; در عقب

عبارات و ترکیب‌ها

hindward motion

حرکت به عقب

hindward glance

نگاهی به عقب

hindward direction

جهت به عقب

hindward step

گام به عقب

hindward movement

حرکت به عقب

hindward view

دید به عقب

hindward shift

تغییر به عقب

hindward action

اقدام به عقب

hindward position

موقعیت به عقب

hindward focus

تمرکز به عقب

جملات نمونه

the car moved hindward, avoiding the obstacle in front.

ماشین به عقب حرکت کرد و از مانع روبرو اجتناب کرد.

as the ship sailed hindward, the crew prepared for docking.

همانطور که کشتی به عقب حرکت می کرد، خدمه برای پهلو گرفتن آماده شدند.

he took a step hindward to give her more space.

او برای دادن فضای بیشتر به او یک قدم به عقب برداشت.

the dog ran hindward when it saw the cat.

وقتی سگ گربه را دید، به عقب دوید.

she glanced hindward to check if anyone was following.

او به عقب نگاه کرد تا ببیند کسی دنبالش می کند یا نه.

he adjusted the mirror to see hindward traffic.

او آینه را تنظیم کرد تا ترافیک عقب را ببیند.

the train moved hindward to switch tracks.

قطار برای تغییر مسیر به عقب حرکت کرد.

they decided to walk hindward for a better view of the sunset.

آنها تصمیم گرفتند برای داشتن منظره بهتری از غروب خورشید به عقب راه بروند.

she took a hindward glance at her past mistakes.

او نگاهی به عقب به اشتباهات گذشته خود انداخت.

the child stumbled hindward while playing on the hill.

در حالی که کودک روی تپه بازی می کرد، به عقب افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید