hings

[ایالات متحده]/hɪŋz/
[بریتانیا]/hɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع هینگ
abbr. تولید کننده نویز شدید

عبارات و ترکیب‌ها

things

چیزها

some things

برخی چیزها

many things

بسیاری از چیزها

all things

همه چیزها

such things

چنین چیزهایی

thing

چیز

one thing

یک چیز

another thing

چیز دیگری

جملات نمونه

many interesting hings happened during our vacation last summer.

در تابستان گذشته، در آسایشگاه ما، چیزهای جالب زیادی افتاد.

she collects unusual hings from around the world.

او چیزهای غیرمعمول را از سراسر جهان جمع می‌کند.

the three hings i need for this project are patience, time, and money.

سه چیزی که برای این پروژه نیاز دارم، صبر، وقت و پول است.

some hings are better left unsaid in professional meetings.

برخی از چیزها در جلسات حرفه‌ای بهتر است گفته نشوند.

we discussed several important hings during yesterday's conference call.

در تماس تلفنی گذشته، ما چند چیز مهم را بحث کردیم.

the little hings in life often bring the greatest happiness.

چیزهای کوچک زندگی اغلب بزرگترین خوشبختی را به انسان می‌آورند.

there are only a few hings i disagree with in your proposal.

تنها چند چیز در پیشنهاد شما با آن موافقم.

these hings cannot be accomplished without proper planning and resources.

این چیزها بدون برنامه‌ریزی و منابع مناسب امکان‌پذیر نیست.

all the necessary hings have been prepared for the upcoming event.

همه چیزهای لازم برای رویداد آینده آماده شده‌اند.

i prefer simple hings rather than complicated solutions.

من به جای راه‌حل‌های پیچیده، چیزهای ساده را ترجیح می‌دهم.

different people value different hings in their careers.

افراد مختلف در کارهایشان چیزهای متفاوتی را ارزش‌مند می‌دانند.

these small hings add up to make a significant difference over time.

این چیزهای کوچک با گذشت زمان تفاوت معنی‌داری ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید