hiplines

[ایالات متحده]/ˈhɪplaɪn/
[بریتانیا]/ˈhɪplaɪn/

ترجمه

n. اندازه‌گیری دور کمر، به‌ویژه در لباس‌های زنانه

عبارات و ترکیب‌ها

hipline measurement

اندازه گیری خط کمر

hipline design

طراحی خط کمر

hipline style

سبک خط کمر

hipline adjustment

تنظیم خط کمر

hipline fit

فرم خط کمر

hipline curve

منحنی خط کمر

hipline silhouette

خط کمر

hipline trend

روند خط کمر

hipline focus

تمرکز بر خط کمر

hipline analysis

تجزیه و تحلیل خط کمر

جملات نمونه

the dress accentuates her hipline beautifully.

لباس به زیبایی منحنی باسن او را برجسته می‌کند.

she measured her hipline before buying new jeans.

او قبل از خرید شلوار جین جدید، اندازه باسن خود را اندازه‌گیری کرد.

fashion designers often focus on the hipline for their collections.

طراحان مد اغلب برای مجموعه‌های خود بر روی منحنی باسن تمرکز می‌کنند.

wearing a belt can help define your hipline.

استفاده از کمربند می‌تواند به تعریف بهتر منحنی باسن شما کمک کند.

she prefers high-waisted skirts to enhance her hipline.

او دامن‌های با کمر بلند را برای برجسته‌تر کردن منحنی باسنش ترجیح می‌دهد.

her workout routine targets the hipline area.

برنامه ورزشی او ناحیه منحنی باسن را هدف قرار می‌دهد.

many women are conscious of their hipline when choosing outfits.

بسیاری از زنان هنگام انتخاب لباس، به منحنی باسن خود توجه دارند.

tailored pants can create a flattering hipline.

شلوارها با دوام می‌توانند یک منحنی باسن زیبا ایجاد کنند.

she uses a measuring tape to check her hipline regularly.

او به طور منظم از یک متر برای بررسی اندازه باسن خود استفاده می‌کند.

her confidence grew as she embraced her natural hipline.

با پذیرش منحنی باسن طبیعی خود، اعتماد به نفس او افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید