hiving off
جداسازی کلنی
hiving bees
کندوهای جدا شده
hiving process
فرآیند کندو سازی
hiving colony
کلنی جدا شده
hiving system
سیستم کندو سازی
hiving method
روش کندو سازی
hiving mechanism
مکانیزم کندو سازی
hiving technique
تکنیک کندو سازی
hiving strategy
استراتژی کندو سازی
hiving practice
تمرین کندو سازی
beekeepers are hiving their bees for the winter.
پرورشدهندگان در حال آمادهسازی کندو برای زمستان هستند.
hiving is essential for maintaining healthy bee colonies.
آمادهسازی کندو برای حفظ کلونیهای سالم زنبورها ضروری است.
they are hiving the new swarm to start a new colony.
آنها در حال آمادهسازی کندوی جدید برای شروع یک کلونی جدید هستند.
hiving techniques can vary among different beekeepers.
تکنیکهای آمادهسازی کندو ممکن است بین پرورشدهندگان مختلف متفاوت باشد.
after hiving, the bees need time to settle in.
پس از آمادهسازی کندو، زنبورها به زمان برای استقرار نیاز دارند.
proper hiving methods can increase honey production.
روشهای مناسب آمادهسازی کندو میتواند تولید عسل را افزایش دهد.
he learned the art of hiving from his grandfather.
او هنر آمادهسازی کندو را از پدربزرگش آموخت.
hiving should be done during the right season for best results.
آمادهسازی کندو باید در زمان مناسب برای بهترین نتیجه انجام شود.
she documented her hiving process for future reference.
او فرآیند آمادهسازی کندوی خود را برای ارجاع آینده مستند کرد.
hiving requires careful planning and preparation.
آمادهسازی کندو نیاز به برنامهریزی و آمادگی دقیق دارد.
hiving off
جداسازی کلنی
hiving bees
کندوهای جدا شده
hiving process
فرآیند کندو سازی
hiving colony
کلنی جدا شده
hiving system
سیستم کندو سازی
hiving method
روش کندو سازی
hiving mechanism
مکانیزم کندو سازی
hiving technique
تکنیک کندو سازی
hiving strategy
استراتژی کندو سازی
hiving practice
تمرین کندو سازی
beekeepers are hiving their bees for the winter.
پرورشدهندگان در حال آمادهسازی کندو برای زمستان هستند.
hiving is essential for maintaining healthy bee colonies.
آمادهسازی کندو برای حفظ کلونیهای سالم زنبورها ضروری است.
they are hiving the new swarm to start a new colony.
آنها در حال آمادهسازی کندوی جدید برای شروع یک کلونی جدید هستند.
hiving techniques can vary among different beekeepers.
تکنیکهای آمادهسازی کندو ممکن است بین پرورشدهندگان مختلف متفاوت باشد.
after hiving, the bees need time to settle in.
پس از آمادهسازی کندو، زنبورها به زمان برای استقرار نیاز دارند.
proper hiving methods can increase honey production.
روشهای مناسب آمادهسازی کندو میتواند تولید عسل را افزایش دهد.
he learned the art of hiving from his grandfather.
او هنر آمادهسازی کندو را از پدربزرگش آموخت.
hiving should be done during the right season for best results.
آمادهسازی کندو باید در زمان مناسب برای بهترین نتیجه انجام شود.
she documented her hiving process for future reference.
او فرآیند آمادهسازی کندوی خود را برای ارجاع آینده مستند کرد.
hiving requires careful planning and preparation.
آمادهسازی کندو نیاز به برنامهریزی و آمادگی دقیق دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید