hoariness

[ایالات متحده]/ˈhɔːrɪnəs/
[بریتانیا]/ˈhɔːrnɪs/

ترجمه

n. کیفیت خاکستری یا سفیدی، به ویژه به دلیل سن؛ حالت پیر یا کهن بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hoariness of voice

خشونت صدا

hoariness in speech

خشونت در گفتار

hoariness and cough

خشونت و سرفه

hoariness from cold

خشونت ناشی از سرماخوردگی

hoariness of throat

خشونت گلو

persistent hoariness

خشونت مداوم

temporary hoariness

خشونت موقت

hoariness and fatigue

خشونت و خستگی

hoariness in children

خشونت در کودکان

hoariness after singing

خشونت پس از آواز خواندن

جملات نمونه

the hoariness of the mountains gave them a majestic appearance.

سفیدی کوه‌ها باعث جلوه‌ای باشکوه برای آن‌ها شده بود.

his hoariness suggested that he had lived a long and wise life.

سفیدی او نشان می‌داد که زندگی طولانی و عاقلانه گذرانده است.

there was a certain charm in the hoariness of the old tree.

یک نوع جذابیت خاص در سفیدی درخت کهنه وجود داشت.

the hoariness of the fog made the landscape look ethereal.

سفیدی مه باعث شد منظره غیر مادی به نظر برسد.

she admired the hoariness of his beard, a sign of his wisdom.

او به سفیدی ریش او علاقه داشت، نشانه‌ای از خردش.

the hoariness of the ice on the lake indicated the cold winter.

سفیدی یخ روی دریاچه نشان‌دهنده زمستان سرد بود.

he spoke with a hoariness that reflected his experience.

او با لحنی صحبت کرد که نشان‌دهنده تجربه او بود.

the hoariness of the ancient ruins told stories of the past.

سفیدی بقایای باستانی داستان‌هایی از گذشته را بیان می‌کرد.

her hair had taken on a hoariness that suited her age.

موهای او سفیدی پیدا کرده بود که با سنش همخوانی داشت.

the hoariness in the air signaled the arrival of winter.

سفیدی هوا نشان‌دهنده رسیدن زمستان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید