hobbits

[ایالات متحده]/'hɒbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژادی از کوتوله‌ها در آثار تالکین

جملات نمونه

Merry: No, you don't understand. We're hobbits, halflings, shire-folk.

مری: نه، شما نمی‌فهمید. ما هابیت‌ها، نیمه‌فولکلیدها، مردم شایر هستیم.

The hobbit village was nestled in a lush green valley.

دهکده هابیت در یک دره سرسبز و خوشایند قرار داشت.

Bilbo Baggins is a well-known hobbit from the Shire.

بیل‌بو باگینز یک هابیت شناخته شده از شایر است.

Frodo embarked on a dangerous journey with his hobbit friends.

فروتو با دوستان هابیت خود یک سفر خطرناک آغاز کرد.

The hobbit hole had a round green door.

خانه هابیت یک در سبز گرد داشت.

Gandalf sought the help of the hobbits in his quest.

گاندالف به کمک هابیت‌ها در جستجوی خود نیاز داشت.

Hobbits are known for their love of good food and comfort.

هابیت‌ها به خاطر عشقشان به غذای خوب و راحتی شناخته می‌شوند.

The hobbit community celebrated with a grand feast.

جامعه هابیت با یک جشن بزرگ جشن گرفت.

Samwise Gamgee was a loyal companion to the hobbit Frodo.

سم‌وایز گیمی یک همراه وفادار برای هابیت فروتو بود.

The hobbit Frodo carried the One Ring to Mount Doom.

هابیت فروتو حلقه را به کوه مودم حمل کرد.

Hobbits have a reputation for being humble and unassuming.

هابیت‌ها به خاطر متواضع و غیرقابل توجه بودنشان شهرت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید