| جمع | hobdens |
old hobden
خانه قدیمی هابدن
the hobdens
خانواده هابدن
hobden's house
خانه هابدن
hobden farm
کشاورزی هابدن
hobden cottage
کوتیج هابدن
hobden down
هابدن پایین
hobden in
در هابدن
hobden away
از هابدن دور
hobden about
در مورد هابدن
was hobdening
در حال هابدن بود
the hobden family has lived in this village for generations.
خانواده هابدن در این روستا به چند نسل پیش زندگی میکرد.
mr. hobden is the local carpenter who makes beautiful furniture.
آقای هابدن کارگر محلی است که مبلمان زیبایی میسازد.
old hobden tends the garden behind the cottage every morning.
هابدن باسن هر صبح به گیاهان پشت خانه دست میزند.
the late hobden was remembered as a kind and wise man.
هابدن گذشته به عنوان یک مرد مهربان و باهوش یاد میشود.
hobden's farm produces the best apples in the entire county.
مزرعه هابدن بهترین سیبهای کل شهرستان را تولید میکند.
we met hobden at the farmers' market last saturday.
ما گذشته شنبه هابدن را در بازار کشاورزان دیدیم.
young hobden shows great talent for playing the violin.
هابدن جوان مهارت بزرگی در بازی ویولن نشان میدهد.
little hobden ran through the meadow with joy.
هابدن کوچولو با خوشحالی از میدان عبور میکرد.
honest hobden became a legend in our small town.
هابدن صادق در شهرک کوچک ما به یک افسانه تبدیل شد.
the hobdens gathered for their annual family reunion.
خانواده هابدن برای جمعیت سالانه خانوادهای آمدند.
hobden left the village to seek his fortune in the city.
هابدن از روستا رفت تا در شهر ثروت خود را پیدا کند.
i found an old photograph in hobden's attic yesterday.
من دیروز یک عکس قدیمی در سقف هابدن پیدا کردم.
neighbor hobden always helps those in need within the community.
هابدن همسایهام همیشه به افرادی که نیاز دارند در جامعه کمک میکند.
old hobden
خانه قدیمی هابدن
the hobdens
خانواده هابدن
hobden's house
خانه هابدن
hobden farm
کشاورزی هابدن
hobden cottage
کوتیج هابدن
hobden down
هابدن پایین
hobden in
در هابدن
hobden away
از هابدن دور
hobden about
در مورد هابدن
was hobdening
در حال هابدن بود
the hobden family has lived in this village for generations.
خانواده هابدن در این روستا به چند نسل پیش زندگی میکرد.
mr. hobden is the local carpenter who makes beautiful furniture.
آقای هابدن کارگر محلی است که مبلمان زیبایی میسازد.
old hobden tends the garden behind the cottage every morning.
هابدن باسن هر صبح به گیاهان پشت خانه دست میزند.
the late hobden was remembered as a kind and wise man.
هابدن گذشته به عنوان یک مرد مهربان و باهوش یاد میشود.
hobden's farm produces the best apples in the entire county.
مزرعه هابدن بهترین سیبهای کل شهرستان را تولید میکند.
we met hobden at the farmers' market last saturday.
ما گذشته شنبه هابدن را در بازار کشاورزان دیدیم.
young hobden shows great talent for playing the violin.
هابدن جوان مهارت بزرگی در بازی ویولن نشان میدهد.
little hobden ran through the meadow with joy.
هابدن کوچولو با خوشحالی از میدان عبور میکرد.
honest hobden became a legend in our small town.
هابدن صادق در شهرک کوچک ما به یک افسانه تبدیل شد.
the hobdens gathered for their annual family reunion.
خانواده هابدن برای جمعیت سالانه خانوادهای آمدند.
hobden left the village to seek his fortune in the city.
هابدن از روستا رفت تا در شهر ثروت خود را پیدا کند.
i found an old photograph in hobden's attic yesterday.
من دیروز یک عکس قدیمی در سقف هابدن پیدا کردم.
neighbor hobden always helps those in need within the community.
هابدن همسایهام همیشه به افرادی که نیاز دارند در جامعه کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید