hobnails

[ایالات متحده]/ˈhɒbneɪl/
[بریتانیا]/ˈhɑbneɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میخ با سر بزرگ که برای تقویت کفی چکمه‌ها استفاده می‌شود؛ یک فرد روستایی یا دهاتی

عبارات و ترکیب‌ها

hobnail boots

کفش‌های با میخک

hobnail pattern

الگوی میخک

hobnail glass

شیشه میخک

hobnail design

طراحی میخک

hobnail style

سبک میخک

hobnail trim

تزیینات میخک

hobnail detail

جزئیات میخک

hobnail fabric

پارچه میخک

hobnail vase

گلدان میخک

hobnail decoration

تزئینات میخک

جملات نمونه

the soldier wore hobnail boots for better traction.

سرباز برای داشتن کشش بیشتر، چکمه‌های با ناخنک آهنی پوشید.

hobnail patterns are often found on vintage footwear.

الگوهای ناخنک آهنی اغلب روی کفش‌های قدیمی یافت می‌شوند.

she admired the craftsmanship of the hobnail design.

او از هنر ساخت طرح ناخنک آهنی تحسین کرد.

hobnail boots are popular among hikers.

چکمه‌های ناخنک آهنی در بین کوهنوردان محبوب هستند.

he stomped around in his hobnail shoes.

او با چکمه‌های ناخنک آهنی خود در اطراف قدم زد.

the hobnail texture added a rugged look to the outfit.

بافت ناخنک آهنی ظاهری زمخت به لباس داد.

hobnail boots can withstand rough terrains.

چکمه‌های ناخنک آهنی می‌توانند در برابر زمین‌های ناهموار مقاومت کنند.

she chose hobnail boots for the rainy weather.

او چکمه‌های ناخنک آهنی را برای هوای بارانی انتخاب کرد.

the artist incorporated hobnail elements into her sculpture.

هنرمند عناصر ناخنک آهنی را در مجسمه‌اش گنجاند.

hobnail boots have a rich history in military fashion.

چکمه‌های ناخنک آهنی تاریخچه‌ای غنی در مد نظامی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید