| جمع | hochlands |
das hochland
پهنههای بلند
das schottische hochland
پهنههای بلند اسکاتلند
tibetan hochland
پهنههای بلند تبت
äthiopisches hochland
پهنههای بلند اتیوپی
deutsches hochland
پهنههای بلند آلمان
hohes hochland
پهنههای بلند بالا
im hochland
در پهنههای بلند
zentralasiatisches hochland
پهنههای بلند آسیا مرکزی
bolivianisches hochland
پهنههای بلند بولیوی
abgelegenes hochland
پهنههای بلند دورافتاده
the highland region is known for its cool climate.
منطقه کوهستانی به دلیل آب و هواي خنکش مشهور است.
tourists love visiting the scottish highlands.
گردشگران دوست دارند کوهستانهای اسکاتلند را بازدید کنند.
the highland village sits at 2,000 meters.
دُلی کوهستانی در ارتفاع ۲۰۰۰ متر قرار دارد.
highland tribes have unique traditions.
قبائل کوهستانی دارای سنتهای منحصر به فرد هستند.
the highland plateau offers stunning views.
پلیتؤ کوهستانی دیدههای زیبایی را ارائه میدهد.
she grew up in a remote highland area.
او در یک منطقه دورافتاده کوهستانی بزرگ شد.
highland pastures are perfect for sheep farming.
چمنهای کوهستانی برای پرورش گوسفند مناسب هستند.
the highland ecosystem is fragile.
سیستم اکولوژیک کوهستانی نازک است.
we hiked through the highland mountains.
ما از طریق کوههای کوهستانی پیادهروی کردیم.
the highland climate attracts many researchers.
آب و هواي کوهستانی بسیاری از محققان را جذب میکند.
traditional highland crafts are still practiced.
هنرهای سنتی کوهستانی هنوز انجام میشوند.
the highland road is closed in winter.
جاده کوهستانی در زمستان بسته است.
das hochland
پهنههای بلند
das schottische hochland
پهنههای بلند اسکاتلند
tibetan hochland
پهنههای بلند تبت
äthiopisches hochland
پهنههای بلند اتیوپی
deutsches hochland
پهنههای بلند آلمان
hohes hochland
پهنههای بلند بالا
im hochland
در پهنههای بلند
zentralasiatisches hochland
پهنههای بلند آسیا مرکزی
bolivianisches hochland
پهنههای بلند بولیوی
abgelegenes hochland
پهنههای بلند دورافتاده
the highland region is known for its cool climate.
منطقه کوهستانی به دلیل آب و هواي خنکش مشهور است.
tourists love visiting the scottish highlands.
گردشگران دوست دارند کوهستانهای اسکاتلند را بازدید کنند.
the highland village sits at 2,000 meters.
دُلی کوهستانی در ارتفاع ۲۰۰۰ متر قرار دارد.
highland tribes have unique traditions.
قبائل کوهستانی دارای سنتهای منحصر به فرد هستند.
the highland plateau offers stunning views.
پلیتؤ کوهستانی دیدههای زیبایی را ارائه میدهد.
she grew up in a remote highland area.
او در یک منطقه دورافتاده کوهستانی بزرگ شد.
highland pastures are perfect for sheep farming.
چمنهای کوهستانی برای پرورش گوسفند مناسب هستند.
the highland ecosystem is fragile.
سیستم اکولوژیک کوهستانی نازک است.
we hiked through the highland mountains.
ما از طریق کوههای کوهستانی پیادهروی کردیم.
the highland climate attracts many researchers.
آب و هواي کوهستانی بسیاری از محققان را جذب میکند.
traditional highland crafts are still practiced.
هنرهای سنتی کوهستانی هنوز انجام میشوند.
the highland road is closed in winter.
جاده کوهستانی در زمستان بسته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید