hockeys

[ایالات متحده]/ˈhɒkiːz/
[بریتانیا]/ˈhɑːkiːz/

ترجمه

n. ورزشی که بر روی یخ یا زمین با یک پَک یا توپ انجام می‌شود؛ نام خانوادگی، به‌ویژه در انگلیسی بریتانیایی

عبارات و ترکیب‌ها

ice hockeys

هاکی روی یخ

field hockeys

هاکی چمن

hockeys equipment

تجهیزات هاکی

hockeys team

تیم هاکی

hockeys game

بازی هاکی

hockeys league

لیگ هاکی

women's hockeys

هاکی زنان

youth hockeys

هاکی جوانان

hockeys stick

هوکای چوبی

hockeys training

آموزش هاکی

جملات نمونه

many children enjoy playing hockeys after school.

بسیاری از کودکان از بازی هاکی بعد از مدرسه لذت می برند.

hockeys are popular in countries with cold climates.

هاکی در کشورهایی با آب و هوای سرد محبوب است.

she practices her hockeys skills every weekend.

او هر آخر هفته مهارت های هاکی خود را تمرین می کند.

watching hockeys games is a favorite pastime for many.

تماشای مسابقات هاکی سرگرمی مورد علاقه بسیاری از افراد است.

he joined a local team to improve his hockeys performance.

او برای بهبود عملکرد هاکی خود به یک تیم محلی پیوست.

hockeys tournaments attract teams from all over the region.

مسابقات هاکی تیم هایی را از سراسر منطقه جذب می کند.

she bought new equipment for her hockeys practice.

او تجهیزات جدیدی برای تمرین هاکی خود خرید.

hockeys players need to be physically fit and agile.

بازیکنان هاکی باید از نظر جسمی در فرم و چابک باشند.

the coach emphasized teamwork in hockeys training.

مربی بر اهمیت کار گروهی در تمرینات هاکی تاکید کرد.

he dreams of playing professional hockeys one day.

او رویای بازی حرفه ای هاکی را یک روز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید