puck

[ایالات متحده]/pʌk/
[بریتانیا]/pʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پری کوچک شیطون
پک هاکی روی یخ
محل یاب به شکل موش

عبارات و ترکیب‌ها

ice hockey puck

دیسک هاکی روی یخ

puck drop

پرتاب دیسک

جملات نمونه

pucker a piece of cloth

چین دادن به یک تکه پارچه

a pucker between his eyebrows.

چین بین ابروهایش

pucker up at the shoulders

چین دادن در شانه‌ها

Duplicate the layer. from filter menu select liquify. Select pucker tool from the tool bar.

لایه را تکرار کنید. از منوی فیلتر، liquify را انتخاب کنید. از نوار ابزار، ابزار pucker را انتخاب کنید.

But instead of using electrons, players use finger-flicks to send little round pucks around the track, a la Carrom.

اما به جای استفاده از الکترون‌ها، بازیکنان از حرکات انگشت برای فرستادن puck های کوچک و گرد در مسیر، به سبک Carrom استفاده می‌کنند.

Complications included preretinal hemorrhage, residue of macular pucker, recurrent retinal detachment, nuclear cataract.

عوارض شامل خونریزی پری رتینایی، بقایای پاکر ماکولا، جداشدگی شبکیه مکرر و آب مروارید نوکلئوسی بود.

broomball:a kind of ice hockey that is played on ice with the players using brooms and a soccer ball instead of hockey sticks and a puck and wearing shoes or boots instead of ice skates.

بومبال: نوعی هاکی روی یخ که روی یخ با استفاده از چوب‌های دستی و یک توپ فوتبال به جای چوب هاکی و یک پاتک و پوشیدن کفش یا چکمه به جای اسکیت بازی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید