hocks and stocks
ساق و پا
hocks of ham
ساق گوشت
hocks in brine
ساق در آب نمک
hocks of meat
ساق گوشت
hocks for sale
ساق برای فروش
smoked hocks
ساق دودی
pickled hocks
ساق ترشی
hocks on display
ساق به نمایش
hocks in stew
ساق در خورش
hocks for dinner
ساق برای شام
he hocks the ball to his teammate.
او توپ را به هم تیمی خود میدهد.
the dog hocks the toy from the shelf.
سگ اسباببازی را از قفسه میگیرد.
she hocks her old bike to buy a new one.
او دوچرخه قدیمی خود را میفروشد تا یک مورد جدید بخرد.
they hocks their belongings to pay off debts.
آنها داراییهای خود را میفروشند تا بدهیهای خود را پرداخت کنند.
the athlete hocks his shoes for extra cash.
ورزشکار کفشهای خود را برای پول بیشتر میفروشد.
he hocks his guitar to fund his trip.
او برای تأمین سفرش گیتار خود را میفروشد.
she hocks her jewelry for a quick loan.
او برای دریافت وام سریع جواهرات خود را میفروشد.
the shop hocks various items for customers.
فروشگاه اقلام مختلف را برای مشتریان میفروشد.
he often hocks his video games for money.
او اغلب بازیهای ویدیویی خود را برای پول میفروشد.
they hocks their furniture when moving abroad.
آنها مبلمان خود را هنگام مهاجرت به خارج از کشور میفروشند.
hocks and stocks
ساق و پا
hocks of ham
ساق گوشت
hocks in brine
ساق در آب نمک
hocks of meat
ساق گوشت
hocks for sale
ساق برای فروش
smoked hocks
ساق دودی
pickled hocks
ساق ترشی
hocks on display
ساق به نمایش
hocks in stew
ساق در خورش
hocks for dinner
ساق برای شام
he hocks the ball to his teammate.
او توپ را به هم تیمی خود میدهد.
the dog hocks the toy from the shelf.
سگ اسباببازی را از قفسه میگیرد.
she hocks her old bike to buy a new one.
او دوچرخه قدیمی خود را میفروشد تا یک مورد جدید بخرد.
they hocks their belongings to pay off debts.
آنها داراییهای خود را میفروشند تا بدهیهای خود را پرداخت کنند.
the athlete hocks his shoes for extra cash.
ورزشکار کفشهای خود را برای پول بیشتر میفروشد.
he hocks his guitar to fund his trip.
او برای تأمین سفرش گیتار خود را میفروشد.
she hocks her jewelry for a quick loan.
او برای دریافت وام سریع جواهرات خود را میفروشد.
the shop hocks various items for customers.
فروشگاه اقلام مختلف را برای مشتریان میفروشد.
he often hocks his video games for money.
او اغلب بازیهای ویدیویی خود را برای پول میفروشد.
they hocks their furniture when moving abroad.
آنها مبلمان خود را هنگام مهاجرت به خارج از کشور میفروشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید