hocks

[ایالات متحده]/hɒks/
[بریتانیا]/hɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفصل هاک یک سگ یا اسب؛ مفصل پای یک مرغ؛ شراب سفید تولید شده در منطقه راین آلمان؛ یک برند ساعت (Hocks)

عبارات و ترکیب‌ها

hocks and stocks

ساق و پا

hocks of ham

ساق گوشت

hocks in brine

ساق در آب نمک

hocks of meat

ساق گوشت

hocks for sale

ساق برای فروش

smoked hocks

ساق دودی

pickled hocks

ساق ترشی

hocks on display

ساق به نمایش

hocks in stew

ساق در خورش

hocks for dinner

ساق برای شام

جملات نمونه

he hocks the ball to his teammate.

او توپ را به هم تیمی خود می‌دهد.

the dog hocks the toy from the shelf.

سگ اسباب‌بازی را از قفسه می‌گیرد.

she hocks her old bike to buy a new one.

او دوچرخه قدیمی خود را می‌فروشد تا یک مورد جدید بخرد.

they hocks their belongings to pay off debts.

آنها دارایی‌های خود را می‌فروشند تا بدهی‌های خود را پرداخت کنند.

the athlete hocks his shoes for extra cash.

ورزشکار کفش‌های خود را برای پول بیشتر می‌فروشد.

he hocks his guitar to fund his trip.

او برای تأمین سفرش گیتار خود را می‌فروشد.

she hocks her jewelry for a quick loan.

او برای دریافت وام سریع جواهرات خود را می‌فروشد.

the shop hocks various items for customers.

فروشگاه اقلام مختلف را برای مشتریان می‌فروشد.

he often hocks his video games for money.

او اغلب بازی‌های ویدیویی خود را برای پول می‌فروشد.

they hocks their furniture when moving abroad.

آنها مبلمان خود را هنگام مهاجرت به خارج از کشور می‌فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید