elbows on table
زانوهای روی میز
elbows out
بیرون زانو
elbows bent
زانوهای خمیده
elbows tucked
زانوهای جمع شده
elbows resting
زانوهای استراحت کرده
elbows in
داخل زانو
elbows flexed
زانوهای خمیده
elbows straight
زانوهای صاف
elbows locked
قفل زانو
elbows raised
زانوهای بالا
he rested his elbows on the table.
او آرنجهایش را روی میز گذاشت.
she has strong elbows from years of swimming.
او به دلیل سالها شنا، آرنجهای قویای دارد.
they bumped elbows as they passed each other.
وقتی از کنار هم رد میشدند، به آرنج یکدیگر برخورد کردند.
he used his elbows to push through the crowd.
او از آرنجهایش برای عبور از جمعیت استفاده کرد.
she has a habit of resting her elbows on her knees.
او عادت دارد آرنجهایش را روی زانویش قرار دهد.
don't lean on your elbows while eating.
در حین غذا خوردن روی آرنجهای خود تکیه نکنید.
he injured his elbows while playing basketball.
او در حین بازی بسکتبال به آرنجهایش آسیب زد.
she gestured with her elbows to get attention.
او برای جلب توجه با آرنجهایش اشاره کرد.
he has a tattoo on his elbow.
او یک تاتو روی آرنجش دارد.
she applied lotion to her elbows to keep them soft.
او برای نرم نگه داشتن آنها، لوسیون روی آرنجهایش زد.
elbows on table
زانوهای روی میز
elbows out
بیرون زانو
elbows bent
زانوهای خمیده
elbows tucked
زانوهای جمع شده
elbows resting
زانوهای استراحت کرده
elbows in
داخل زانو
elbows flexed
زانوهای خمیده
elbows straight
زانوهای صاف
elbows locked
قفل زانو
elbows raised
زانوهای بالا
he rested his elbows on the table.
او آرنجهایش را روی میز گذاشت.
she has strong elbows from years of swimming.
او به دلیل سالها شنا، آرنجهای قویای دارد.
they bumped elbows as they passed each other.
وقتی از کنار هم رد میشدند، به آرنج یکدیگر برخورد کردند.
he used his elbows to push through the crowd.
او از آرنجهایش برای عبور از جمعیت استفاده کرد.
she has a habit of resting her elbows on her knees.
او عادت دارد آرنجهایش را روی زانویش قرار دهد.
don't lean on your elbows while eating.
در حین غذا خوردن روی آرنجهای خود تکیه نکنید.
he injured his elbows while playing basketball.
او در حین بازی بسکتبال به آرنجهایش آسیب زد.
she gestured with her elbows to get attention.
او برای جلب توجه با آرنجهایش اشاره کرد.
he has a tattoo on his elbow.
او یک تاتو روی آرنجش دارد.
she applied lotion to her elbows to keep them soft.
او برای نرم نگه داشتن آنها، لوسیون روی آرنجهایش زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید