hoed

[ایالات متحده]/həʊd/
[بریتانیا]/hoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت hoe

عبارات و ترکیب‌ها

hoed row

ردیف مزرعه

hoed garden

باغ مزرعه

hoed field

مزرعه

hoed soil

خاک مزرعه

hoed patch

قطعه مزرعه

hoed ground

زمین مزرعه

hoed area

منطقه مزرعه

hoed plot

قطعه زمین

hoed section

بخش مزرعه

hoed space

فضای مزرعه

جملات نمونه

he hoed the garden to prepare it for planting.

او باغ را برای کاشت آماده کرد.

she hoed the rows of vegetables carefully.

او به دقت ردیف‌های سبزیجات را بیل کرد.

after he hoed the field, the soil looked much better.

بعد از اینکه او مزرعه را بیل کرد، خاک خیلی بهتر به نظر می‌رسید.

the farmer hoed the land to remove the weeds.

کشاورز زمین را برای از بین بردن علف‌های هرز بیل کرد.

they hoed together to finish the work faster.

آنها با هم بیل کردند تا کار را سریع‌تر تمام کنند.

he hoed the dirt around the plants to help them grow.

او خاک اطراف گیاهان را بیل کرد تا به رشد آنها کمک کند.

she hoed the flower beds to keep them neat.

او تخت‌های گل را بیل کرد تا آنها مرتب بمانند.

every spring, he hoed the garden to prepare for new flowers.

هر بهار، او باغ را برای کاشت گل‌های جدید آماده می‌کرد.

the children hoed the backyard as part of their chores.

کودکان به عنوان بخشی از کارهایشان، حیاط پشتی را بیل کردند.

she hoed the soil to aerate it for better drainage.

او خاک را برای بهبود زهکشی، هوادهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید