plowed field
زمین شخمزده
plowed road
جادهای که شخم زده شده
plowed land
زمین شخمزده
plowed furrow
نشا شخمزده
plowed ground
زمینی که شخم زده شده
plowed snow
برف شخمزده
plowed area
منطقه شخمزده
plowed surface
سطح شخمزده
plowed patch
قطعه شخمزده
plowed section
بخش شخمزده
the farmer plowed the field early in the morning.
کشیش زمين را در اولين ساعات صبح شخم زد.
after it snowed, the roads were plowed for safety.
پس از بارش برف، جاده ها برای ایمنی بازگشایی شدند.
she plowed through her homework in record time.
او تکالیف خود را در مدت زمان کوتاهی به اتمام رساند.
they plowed the garden to prepare for planting.
آنها باغ را برای کاشت آماده کردند.
the team plowed ahead despite the challenges.
تیم با وجود چالش ها به کار خود ادامه داد.
he plowed through the crowd to get to the front.
او برای رسیدن به جلو از میان جمعیت عبور کرد.
the land was plowed and ready for crops.
زمین شخم زده شده و آماده کشت بود.
she plowed through the book in just a few days.
او کتاب را در عرض چند روز به اتمام رساند.
the snowplow quickly plowed the streets.
برف روبی به سرعت خیابان ها را باز کرد.
he plowed his way through the thick fog.
او با غلبه بر مه غلیظ از میان آن عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید