holmess

[ایالات متحده]/həulmz/
[بریتانیا]/həulmz/

ترجمه

n. کارآگاه معروف از سری آثار آرتور کانن دویل

عبارات و ترکیب‌ها

holmess feeling

احساس هولمس

holmess crisis

بحران هولمس

holmess shelter

سرپناه هولمس

holmess population

جمعیت هولمس

holmess support

حمایت هولمس

holmess outreach

ارتباطات هولمس

holmess services

خدمات هولمس

holmess issue

مشکل هولمس

holmess advocacy

حمایت‌گری هولمس

holmess prevention

جلوگیری هولمس

جملات نمونه

the holmess of the situation was overwhelming.

شرایط بحرانی و طاقت‌فرسا بود.

she felt a sense of holmess after losing her job.

پس از از دست دادن شغل، احساس درماندگی کرد.

in times of crisis, many experience feelings of holmess.

در زمان بحران، بسیاری احساس درماندگی می‌کنند.

his holmess was evident during the difficult times.

در زمان‌های سخت، درماندگی او آشکار بود.

she spoke about the holmess that accompanied her illness.

او در مورد درماندگی که همراه با بیماری‌اش بود صحبت کرد.

people often seek support when they feel holmess.

افراد اغلب زمانی که احساس درماندگی می‌کنند به دنبال حمایت هستند.

the holmess of the community was palpable after the disaster.

پس از فاجعه، درماندگی جامعه ملموس بود.

he tried to hide his holmess behind a brave face.

او سعی کرد درماندگی خود را پشت چهره‌ای شجاعانه پنهان کند.

finding a way out of holmess can be challenging.

پیدا کردن راهی برای رهایی از درماندگی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the book addresses the theme of holmess in modern society.

این کتاب به موضوع درماندگی در جامعه مدرن می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید