holos

[ایالات متحده]/ˈhɒləʊ/
[بریتانیا]/ˈhoʊloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کامل یا کل
n. هولوگراف

عبارات و ترکیب‌ها

holo lens

لنز هولو

holo game

بازی هولو

holo display

نمایش هولو

holo project

پروژه هولو

holo world

جهان هولو

holo interface

رابط کاربری هولو

holo technology

فناوری هولو

holo vision

بینایی هولو

holo art

هنر هولو

holo effect

اثر هولو

جملات نمونه

holo technology is changing the way we interact with digital content.

فناوری هولو در حال تغییر روش تعامل ما با محتوای دیجیتال است.

she wore a holo dress that changed colors in the light.

او یک لباس هولو پوشید که رنگ‌ها را در نور تغییر می‌داد.

the holo display made the presentation much more engaging.

نمایش هولو ارائه را بسیار جذاب‌تر کرد.

using holo maps can enhance navigation in unfamiliar places.

استفاده از نقشه‌های هولو می‌تواند ناوبری را در مکان‌های ناآشنا بهبود بخشد.

he created a holo model of the solar system for his project.

او یک مدل هولو از منظومه شمسی برای پروژه خود ایجاد کرد.

holo gaming offers an immersive experience like never before.

بازی‌های هولو تجربه‌ای فراگیر مانند هرگز دیگری ارائه می‌دهند.

the holo interface allows for intuitive control of devices.

رابط کاربری هولو به کنترل بصری دستگاه‌ها امکان می‌دهد.

they showcased a holo art installation at the gallery.

آنها یک نصب هنری هولو را در گالری به نمایش گذاشتند.

holo conferencing can connect people from around the world.

کنفرانس هولو می‌تواند افراد را از سرتاسر جهان متصل کند.

the future of education may involve holo classrooms.

آینده آموزش ممکن است شامل کلاس‌های هولو باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید