holstering

[ایالات متحده]/'həʊlstə/
[بریتانیا]/'holstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیف چرمی اسلحه دستی

عبارات و ترکیب‌ها

gun holster

قاب تفنگ

leather holster

قاب چرمی

holster belt

کمربند نگهدارنده

shoulder holster

قاب شانه‌ای

جملات نمونه

The officer undid the flap of his holster and drew his gun.

سروان درپوش غلاف اسلحه خود را باز کرد و اسلحه خود را بیرون کشید.

He reached for his gun in the holster.

او به سمت اسلحه خود در غلاف رفت.

The police officer secured his weapon in the holster.

مامور پلیس سلاح خود را در غلاف محکم کرد.

She wore a holster to hold her pepper spray.

او یک غلاف برای نگه داشتن اسپری فلفل خود پوشیده بود.

The cowboy strapped his revolver into the holster.

کاوگ boy اسلحه خود را در غلاف بست.

The detective drew his gun from the holster.

مامور پلیس اسلحه خود را از غلاف بیرون کشید.

She felt the weight of the gun in the holster.

او سنگینی اسلحه را در غلاف احساس کرد.

The holster was made of durable leather.

غلاف از چرم بادوام ساخته شده بود.

He adjusted the straps on his holster.

او بندهای غلاف خود را تنظیم کرد.

The holster was designed for quick access to the weapon.

غلاف برای دسترسی سریع به سلاح طراحی شده بود.

She practiced drawing her gun from the holster.

او تمرین کشیدن اسلحه خود از غلاف را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید