homebase

[ایالات متحده]/ˈhəʊmbeɪs/
[بریتانیا]/ˈhoʊmbeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم پس انداز خانه بانک شهر آمریکایی
Word Forms
جمعhomebases

عبارات و ترکیب‌ها

homebase location

محل پایگاه

homebase network

شبکه پایگاه

homebase team

تیم پایگاه

homebase station

ایستگاه پایگاه

homebase setup

راه‌اندازی پایگاه

homebase support

پشتیبانی پایگاه

homebase office

دفتر پایگاه

homebase system

سیستم پایگاه

homebase strategy

استراتژی پایگاه

homebase resources

منابع پایگاه

جملات نمونه

our homebase is located in the city center.

پایه ما در مرکز شهر واقع شده است.

they decided to make their homebase in the mountains.

آنها تصمیم گرفتند پایگاه خود را در کوه‌ها قرار دهند.

the company established a new homebase for its operations.

شرکت یک پایگاه جدید برای عملیات خود ایجاد کرد.

after the trip, we returned to our homebase.

پس از سفر، به پایگاه خود بازگشتیم.

she uses her homebase as a creative workspace.

او از پایگاه خود به عنوان یک فضای کاری خلاقانه استفاده می‌کند.

the team often meets at their homebase to plan projects.

تیم اغلب در پایگاه خود برای برنامه‌ریزی پروژه‌ها ملاقات می‌کند.

homebase is essential for coordinating our activities.

پایگاه برای هماهنگی فعالیت‌های ما ضروری است.

we have a strong community around our homebase.

ما یک جامعه قوی در اطراف پایگاه خود داریم.

he travels frequently but always returns to his homebase.

او اغلب سفر می‌کند اما همیشه به پایگاه خود باز می‌گردد.

our homebase serves as a hub for our volunteers.

پایگاه ما به عنوان یک مرکز برای داوطلبان ما عمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید