homeguard

[ایالات متحده]/ˈhəʊmˌɡɑːd/
[بریتانیا]/ˈhoʊmˌɡɑːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانواده (در بریتانیا، یک نیروی سربازان غیرنظامی که در سال 1940 تشکیل شد).؛ یک عضو از خانواده.؛ شخصی که در یک جایگاه زندگی کرده است؛ یک مهاجر.؛ شخصی که در یک شغل کار کرده است برای مدت زمان طولانی.؛ (دریایی) یک سرباز متاهل.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the homeguard units patrolled the border every night.

واحد‌های گارد خانگی هر شب مرز را پатруل می‌کردند.

my father served in the homeguard during the war.

پدر من در جنگ در گارد خانگی خدمت کرد.

the homeguard members received special training.

اعضای گارد خانگی آموزش‌های ویژه‌ای دریافت کردند.

she joined the homeguard to protect her village.

او به گارد خانگی پیوست تا روستای خود را حفظ کند.

the homeguard uniform was distinctive and practical.

پوشاک گارد خانگی متمایز و عملی بود.

the local homeguard force helped during the emergency.

نیروی گارد خانگی محلی در حین فاجعه کمک کرد.

he was appointed as homeguard commander last month.

او ماه گذشته به عنوان فرمانده گارد خانگی منصوب شد.

the homeguard provided security for the community.

گارد خانگی امنیت برای جامعه فراهم کرد.

young volunteers often join the homeguard.

داوطلبان جوان اغلب به گارد خانگی پیوسته‌اند.

the homeguard training program is very rigorous.

برنامه آموزش گارد خانگی بسیار سخت‌گیرانه است.

the homeguard service operates around the clock.

خدمت گارد خانگی ۲۴ ساعته کار می‌کند.

the homeguard defended the territory against intruders.

گارد خانگی در برابر نفوذ کنندگان زمین را دفاع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید