homing

[ایالات متحده]/'həʊmɪŋ/
[بریتانیا]/'homɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای توانایی بازگشت به مکان اصلی خود (برای پرندگان، حیوانات)؛ خودهدایت، ناوبری (برای سلاح‌ها و غیره)
n. توانایی بازگشت (برای کبوترهای نامه‌رسان و غیره)؛ هدایت‌گری، ناوبری؛ راهنمایی خودکار.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhoming

عبارات و ترکیب‌ها

homing pigeon

کبوتر نامه

homing instinct

غریزه جهت‌یابی

homing missile

موشک هدایت‌شونده

homing torpedo

توپوی هدایت‌شونده

جملات نمونه

a strong homing instinct.

یک غریزه بازگشت قوی.

The investigators were homing in on the truth.

محققان در حال نزدیک شدن به حقیقت بودند.

a dozen geese homing to their summer nesting grounds.

یک دوازدهه اردک در حال بازگشت به مکان های زمستانپروری تابستانی خود.

more than 100 missiles were launched, homing in on radar emissions.

بیش از 100 موشک پرتاب شد و به سمت انتشار رادار هدف قرار گرفت.

The area of target scatterance varies with target angle, and it gets its minimum.However, the hunt cingulum formed by the two acoustic homing torpedoes can always shroud the target scatterance.

مساحت پراکندگی هدف با زاویه هدف تغییر می کند و به حداقل خود می رسد. با این حال، حلقه شکار که توسط دو اژدر هومینگ صوتی تشکیل شده است، همیشه می تواند پراکندگی هدف را بپوشاند.

homing in on a target

هدف قرار دادن یک هدف

homing in on the truth

در حال نزدیک شدن به حقیقت

homing in on a solution

در حال نزدیک شدن به یک راه حل

homing in on a goal

در حال نزدیک شدن به یک هدف

homing in on a problem

در حال نزدیک شدن به یک مشکل

نمونه‌های واقعی

Some, like homing pigeons, can be trained to deliver messages and packages.

بعضی‌ها مانند کبوترهای حامل می‌توانند برای تحویل پیام‌ها و بسته‌ها آموزش ببینند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

That custom guide RNA molecule is like a homing beacon.

آن مولکول راهنمای ژنی سفارشی مانند یک فرستنده سیگنال است.

منبع: Popular Science Essays

There is an interesting history of using homing pigeons to collect intelligence.

سابقه جالبی در استفاده از کبوترهای حامل برای جمع‌آوری اطلاعات وجود دارد.

منبع: Connection Magazine

For example, you could say, Police are homing in on the suspects.

به عنوان مثال، می‌توانید بگویید، پلیس در حال نزدیک شدن به مظنونین است.

منبع: VOA Special July 2019 Collection

They use their incredible sense of smell like a prehistoric homing device.

آنها از حس بویای فوق العاده خود مانند یک دستگاه راهنمای غارنشین استفاده می‌کنند.

منبع: Jurassic Fight Club

But one dinosaur in particular uses these scent marks as a homing device.

اما یک دایناسور به طور خاص از این نشانه‌های بو به عنوان یک دستگاه راهنما استفاده می‌کند.

منبع: Jurassic Fight Club

So, the next time your cellphone crashes, give a salute to your neighborhood homing pigeon.

بنابراین، دفعه بعد که تلفن همراه شما خراب شد، به کبوترهای حامل محله خود ادای احترام کنید.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

One of the beautiful things about a homing pigeon, of course, is it will always come back.

یکی از زیبایی‌های کبوترهای حامل، البته، این است که همیشه باز می‌گردند.

منبع: Connection Magazine

That is also where we get homing pigeons -- pigeons that can find their way home after being released.

اینجاست که ما نام کبوترهای حامل را می‌گیریم - کبوترهایی که می‌توانند بعد از رها شدن راه خود را به خانه پیدا کنند.

منبع: VOA Special July 2019 Collection

When you use an app involving your location, your phone constantly transmits where you are, like a homing beacon.

هنگامی که از برنامه‌ای استفاده می‌کنید که شامل موقعیت مکانی شما است، تلفن شما به طور مداوم جایی که هستید را ارسال می‌کند، مانند یک فرستنده سیگنال.

منبع: Reader's Digest Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید