homogenates

[ایالات متحده]/hə'mɒdʒɪneɪt/
[بریتانیا]/hə'mɑdʒə,net/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخلوط همگن، پالپ (بافت) همگن شده.

جملات نمونه

The scientist prepared a homogenate of the tissue samples for analysis.

دانشمند یک همگن از نمونه‌های بافت برای تجزیه و تحلیل آماده کرد.

The homogenate was then centrifuged to separate the different components.

سپس همگن را برای جدا کردن اجزای مختلف سانتریفیوژ کردند.

The homogenate of fruits was used to extract the juice for the recipe.

همگن میوه برای استخراج آبمیوه برای دستور غذا استفاده شد.

It is important to properly homogenate the mixture before proceeding with the experiment.

قبل از ادامه آزمایش، مخلوط را به درستی همگن کنید.

The homogenate of the soil samples revealed high levels of contamination.

همگن نمونه‌های خاک نشان‌دهنده سطح بالای آلودگی بود.

Researchers homogenated the cell cultures to ensure uniform distribution of nutrients.

محققان کشت سلولی را همگن کردند تا از توزیع یکنواخت مواد مغذی اطمینان حاصل کنند.

The homogenate was heated to denature the proteins before further analysis.

قبل از تجزیه و تحلیل بیشتر، همگن را برای غیرفعال کردن پروتئین‌ها گرم کردند.

The homogenate of vegetables was used as a base for the soup.

همگن سبزیجات به عنوان پایه سوپ استفاده شد.

To obtain accurate results, it is crucial to homogenate the samples thoroughly.

برای به دست آوردن نتایج دقیق، از همگن کردن کامل نمونه‌ها بسیار مهم است.

The homogenate of blood samples was analyzed for various biomarkers.

همگن نمونه‌های خون برای بررسی نشانگرهای زیستی مختلف تجزیه و تحلیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید