homy

[ایالات متحده]/ˈhəʊmi/
[بریتانیا]/ˈhoʊmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن جوی راحت و دعوت‌کننده
Word Forms
جمعhomies

عبارات و ترکیب‌ها

homy place

فضای دنج

homy feeling

احساس دنج

homy atmosphere

فضای دنج

homy environment

محیط دنج

homy decor

دکور دنج

homy vibe

فضای دنج

homy home

خانه دنج

homy space

فضای دنج

homy touch

لمس دنج

homy retreat

پناهگاه دنج

جملات نمونه

her home is always so homy and inviting.

خانه او همیشه بسیار دنج و دعوت کننده است.

we decorated the living room to make it more homy.

ما اتاق نشیمن را تزئین کردیم تا بیشتر دنج شود.

he loves to create a homy atmosphere during the holidays.

او عاشق ایجاد فضایی دنج در تعطیلات است.

the café has a very homy feel to it.

کافه حال و هوای بسیار دنجی دارد.

she always makes her guests feel homy and comfortable.

او همیشه باعث می شود مهمانانش احساس دنجی و راحتی کنند.

after a long day, i love coming back to my homy apartment.

بعد از یک روز طولانی، من عاشق بازگشت به آپارتمان دنج خودم هستم.

the decorations made the room feel more homy.

تزئینات باعث شد اتاق بیشتر دنج به نظر برسد.

she added some plants to make the space feel homy.

او تعدادی گیاه اضافه کرد تا فضا دنج تر به نظر برسد.

they love hosting parties in their homy backyard.

آنها عاشق برگزاری مهمانی در حیاط دنج خود هستند.

his homy cooking reminds me of my childhood.

غذاهای دنج او من را به دوران کودکی ام یاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید