hone skills
بهبود مهارتها
hone your craft
اصالت خود را تقویت کنید
hone a knife
تیز کردن چاقو
hone a strategy
استراتژی را بهبود بخشید
I now nobbut rather hone you!
من اکنون کمی بیشتر شما را تقویت می کنم!
a speaker who honed her delivery by long practice.
سخنرانی که با تمرین طولانی مدت توانایی ارائه خود را تقویت کرد.
their appetites were honed by fresh air and exercise.
اشتهای آنها با هوای تازه و ورزش تقویت شده بود.
he had honed his mind to a razor edge.
او ذهن خود را به تیزی یک تیغه تراشیده بود.
She needed to hone her writing skills.
او نیاز داشت مهارت های نویسندگی خود را تقویت کند.
He spent hours honing his craft.
او ساعت ها برای تقویت مهارت خود وقت گذاشت.
Practice is essential to hone your abilities.
تمرین برای تقویت توانایی های شما ضروری است.
The workshop aims to hone participants' leadership skills.
کارگاه با هدف تقویت مهارت های رهبری شرکت کنندگان است.
She used the summer break to hone her language proficiency.
او از تعطیلات تابستانی برای تقویت مهارت زبان خود استفاده کرد.
The coach helped the team hone their teamwork.
مربی به تیم کمک کرد تا کار گروهی خود را تقویت کنند.
The competition will help hone your competitive spirit.
رقابت به تقویت روحیه رقابتی شما کمک خواهد کرد.
He constantly seeks ways to hone his problem-solving skills.
او به طور مداوم به دنبال راه هایی برای تقویت مهارت های حل مسئله خود است.
The training program is designed to hone employees' professional skills.
برنامه آموزشی برای تقویت مهارت های حرفه ای کارمندان طراحی شده است.
She decided to hone her public speaking skills through practice.
او تصمیم گرفت با تمرین مهارت های سخنرانی خود را تقویت کند.
hone skills
بهبود مهارتها
hone your craft
اصالت خود را تقویت کنید
hone a knife
تیز کردن چاقو
hone a strategy
استراتژی را بهبود بخشید
I now nobbut rather hone you!
من اکنون کمی بیشتر شما را تقویت می کنم!
a speaker who honed her delivery by long practice.
سخنرانی که با تمرین طولانی مدت توانایی ارائه خود را تقویت کرد.
their appetites were honed by fresh air and exercise.
اشتهای آنها با هوای تازه و ورزش تقویت شده بود.
he had honed his mind to a razor edge.
او ذهن خود را به تیزی یک تیغه تراشیده بود.
She needed to hone her writing skills.
او نیاز داشت مهارت های نویسندگی خود را تقویت کند.
He spent hours honing his craft.
او ساعت ها برای تقویت مهارت خود وقت گذاشت.
Practice is essential to hone your abilities.
تمرین برای تقویت توانایی های شما ضروری است.
The workshop aims to hone participants' leadership skills.
کارگاه با هدف تقویت مهارت های رهبری شرکت کنندگان است.
She used the summer break to hone her language proficiency.
او از تعطیلات تابستانی برای تقویت مهارت زبان خود استفاده کرد.
The coach helped the team hone their teamwork.
مربی به تیم کمک کرد تا کار گروهی خود را تقویت کنند.
The competition will help hone your competitive spirit.
رقابت به تقویت روحیه رقابتی شما کمک خواهد کرد.
He constantly seeks ways to hone his problem-solving skills.
او به طور مداوم به دنبال راه هایی برای تقویت مهارت های حل مسئله خود است.
The training program is designed to hone employees' professional skills.
برنامه آموزشی برای تقویت مهارت های حرفه ای کارمندان طراحی شده است.
She decided to hone her public speaking skills through practice.
او تصمیم گرفت با تمرین مهارت های سخنرانی خود را تقویت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید