honeybellss

[ایالات متحده]/ˈhʌnibels/
[بریتانیا]/ˈhʌnibels/

ترجمه

n. شکر (مایع)

عبارات و ترکیب‌ها

sweet honeybellss

عسل گل‌های نارنجی

honeybellss bloom

گل‌های عسل گل‌های نارنجی

pink honeybellss

عسل گل‌های نارنجی رنگ صورتی

honeybellss garden

باغ عسل گل‌های نارنجی

wild honeybellss

عسل گل‌های نارنجی جنگلی

honeybellss season

فصل عسل گل‌های نارنجی

honeybellss honey

عسل عسل گل‌های نارنجی

golden honeybellss

عسل گل‌های نارنجی طلایی

honeybellss scent

عطر عسل گل‌های نارنجی

honeybellss field

میدان عسل گل‌های نارنجی

جملات نمونه

the garden was filled with beautiful honeybellss blooming in the morning sun.

باغ با گل‌های زیبای گل‌های عسلی پر شده بود که در نور خورشید صبح به گل گشوده بودند.

she wore a crown of sweet honeybellss woven together with ribbons.

او یک تاج از گل‌های عسلی شیرین را که با کرکره‌ها به هم پیچیده شده بود، روی سر خود می‌پوشید.

the fragrant honeybellss attracted butterflies from across the meadow.

گل‌های عسلی عطردار حشرات پروانه را از سراسر میدان جذب می‌کرد.

ancient legends spoke of magical honeybellss that could cure any illness.

داستان‌های قدیمی درباره گل‌های عسلی جادویی که می‌توانستند هر بیماری را درمان کنند، گفته می‌شد.

the bride carried a bouquet of white honeybellss on her wedding day.

خانم ازدواج در روز ازدواج خود یک گل‌های عسلی سفید را به عنوان گل‌هایی حمل می‌کرد.

children loved picking honeybellss from the field behind their house.

کودکان دوست داشتند گل‌های عسلی را از زمین پشت خانه‌شان جمع‌آوری کنند.

the rare honeybellss only bloom once every hundred years.

این گل‌های عسلی نادر تنها یک بار در هر صد سال گل می‌زنند.

artists painted vibrant pictures of honeybellss in the spring garden.

هنرمندان تصاویر زنده‌ای از گل‌های عسلی را در باغ بهاره رسم می‌کردند.

the honeybellss withered quickly once picked from the vine.

گل‌های عسلی پس از برداشته شدن از روی گیاه به سرعت خشک می‌شدند.

he gifted her a single golden honeybellss as a symbol of eternal love.

او یک گل عسلی طلایی به او به عنوان نماد عشقی مخلد به عنوان هدیه داد.

the wind carried the delicate scent of honeybellss through the open window.

باد عطر نرم گل‌های عسلی را از طریق پنجره باز عبور می‌داد.

her grandmother taught her how to preserve honeybellss between book pages.

مادربزرگ او به او آموزش داد که چگونه گل‌های عسلی را بین صفحات کتاب حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید