honking

[ایالات متحده]/ˈhɒŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɔŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدایی مشابه صدای غاز تولید کردن؛ بوق زدن (شکل حال استمراری بوق زدن)؛ به صدا درآوردن بوق ماشین (شکل ing بوق زدن)
n. صدایی که هنگام بوق زدن تولید می‌شود؛ صدای جفت‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

honking horn

بوق زدن شاپیرا

honking car

بوق ماشین

honking noise

صدای بوق

honking truck

بوق کامیون

honking geese

بوق غازها

honking signal

بوق دادن

honking bicycle

بوق دوچرخه

honking at

بوق به سمت

honking loudly

بوق بلند

honking traffic

ترافیک بوق

جملات نمونه

the car was honking loudly in the traffic.

ماشین در ترافیک به شدت بوق می‌زد.

she heard the honking of the geese nearby.

او صدای بوق غازها را در نزدیکی شنید.

he kept honking to get the driver's attention.

او برای جلب توجه راننده به بوق زدن ادامه داد.

the honking of horns filled the air during the parade.

صدای بوق‌ها در طول رژه هوا را پر کرد.

honking is often used to express frustration on the road.

بوق زدن اغلب برای بیان نارضایتی در جاده استفاده می‌شود.

he got annoyed by the constant honking around him.

او از بوق زدن مداوم اطرافش آزرده خاطر شد.

the honking of the car startled the pedestrians.

صدای بوق ماشین باعث ترس عابران پیاده شد.

she laughed at the honking duck in the park.

او به بوق اردک در پارک خندید.

honking can be a way to communicate on the road.

بوق زدن می‌تواند راهی برای برقراری ارتباط در جاده باشد.

the honking traffic made it hard to concentrate.

ترافیک بوق‌زن باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید