hoody

[ایالات متحده]/ˈhʊdi/
[بریتانیا]/ˈhudi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هودی؛ یک جوان تبهکار یا بزهکار
شکل‌های واژه
جمعhoodies

عبارات و ترکیب‌ها

cool hoody

hoody خنک

black hoody

hoody مشکی

soft hoody

hoody نرم

zip hoody

hoody زیپ‌دار

hooded hoody

hoody دارای کاپش

fashion hoody

hoody مد روز

warm hoody

hoody گرم

casual hoody

hoody غیررسمی

new hoody

hoody جدید

trendy hoody

hoody باحال

جملات نمونه

i love wearing my hoody on chilly days.

من عاشق پوشیدن هودی‌ام در روزهای سرد.

he pulled his hoody over his head to keep warm.

او هودی خود را روی سرش کشید تا گرم بماند.

she bought a new hoody for the upcoming concert.

او یک هودی جدید برای کنسرت آینده خرید.

my favorite hoody has a cool graphic design.

هودی مورد علاقه من دارای طرح گرافیکی خنکی است.

he often wears a hoody when he goes jogging.

او اغلب وقتی می‌رود دوچرخه سواری هودی می‌پوشد.

they sell a variety of hoodies at the store.

آنها انواع مختلف هودی را در مغازه می‌فروشند.

a hoody is perfect for casual outings.

هودی برای تفریح ​​غیررسمی عالی است.

she prefers a loose hoody for maximum comfort.

او ترجیح می‌دهد یک هودی گشاد برای حداکثر راحتی بپوشد.

he wore a hoody to blend in with the crowd.

او هودی پوشید تا با جمعیت هماهنگ شود.

after the workout, i threw on my hoody.

بعد از تمرین، من هودی ام را پوشیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید