cloven hoofs
کلاوهدار
horse hoofs
کلاغی اسب
animal hoofs
کلاغی حیوان
large hoofs
کلاغی بزرگ
strong hoofs
کلاغی قوی
hard hoofs
سختکلاوهدار
sharp hoofs
تیزکلاوهدار
wet hoofs
مرطوبکلاوهدار
healthy hoofs
سالمکلاوهدار
trimmed hoofs
کلاوهدار مرتبشده
the horse's hoofs made a rhythmic sound on the pavement.
صدای ریتمیک سم اسبها روی پیادهرو شنیده میشد.
she carefully checked the horse's hoofs for any injuries.
او با دقت سم اسبها را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
the farmer trimmed the hoofs of the cattle regularly.
کشاورز به طور منظم سم حیوانات را کوتاه میکرد.
hoofs can become cracked if not properly cared for.
اگر به درستی از آنها مراقبت نشود، سمها ممکن است ترک بخورند.
the sound of hoofs echoed through the valley.
صدای سم اسبها در دره طنینانداز بود.
hoofs are essential for the mobility of horses.
سم برای تحرک اسبها ضروری است.
she loves to watch the hoofs of the horses as they run.
او عاشق تماشای سم اسبها هنگام دویدن است.
hoofs should be cleaned after every ride to prevent infections.
برای جلوگیری از عفونت، سمها باید بعد از هر سواری تمیز شوند.
the blacksmith specialized in shoeing horses' hoofs.
جوشکار در نصب زره سم اسب تخصص داشت.
she noticed the hoofs were muddy after the rain.
او متوجه شد که سمها بعد از باران گلآلود شدهاند.
cloven hoofs
کلاوهدار
horse hoofs
کلاغی اسب
animal hoofs
کلاغی حیوان
large hoofs
کلاغی بزرگ
strong hoofs
کلاغی قوی
hard hoofs
سختکلاوهدار
sharp hoofs
تیزکلاوهدار
wet hoofs
مرطوبکلاوهدار
healthy hoofs
سالمکلاوهدار
trimmed hoofs
کلاوهدار مرتبشده
the horse's hoofs made a rhythmic sound on the pavement.
صدای ریتمیک سم اسبها روی پیادهرو شنیده میشد.
she carefully checked the horse's hoofs for any injuries.
او با دقت سم اسبها را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
the farmer trimmed the hoofs of the cattle regularly.
کشاورز به طور منظم سم حیوانات را کوتاه میکرد.
hoofs can become cracked if not properly cared for.
اگر به درستی از آنها مراقبت نشود، سمها ممکن است ترک بخورند.
the sound of hoofs echoed through the valley.
صدای سم اسبها در دره طنینانداز بود.
hoofs are essential for the mobility of horses.
سم برای تحرک اسبها ضروری است.
she loves to watch the hoofs of the horses as they run.
او عاشق تماشای سم اسبها هنگام دویدن است.
hoofs should be cleaned after every ride to prevent infections.
برای جلوگیری از عفونت، سمها باید بعد از هر سواری تمیز شوند.
the blacksmith specialized in shoeing horses' hoofs.
جوشکار در نصب زره سم اسب تخصص داشت.
she noticed the hoofs were muddy after the rain.
او متوجه شد که سمها بعد از باران گلآلود شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید