hosetail

[ایالات متحده]/ˈhəʊzteɪl/
[بریتانیا]/ˈhoʊzteɪl/

ترجمه

n. لوله یا لوله‌ای انعطاف‌پذیر
شکل‌های واژه
جمعhosetails

عبارات و ترکیب‌ها

hosetail leak

تسری در لوله دم

hosetail damage

آسیب لوله دم

hosetail problem

مشکل لوله دم

hosetail repair

repair لوله دم

hosetailed man

مرد لوله دم

hosetailed coat

پوشاک لوله دم

hosetailing through

لوله دم از طریق

hosetails and couplings

لوله دم و اتصالات

hosetail section

بخش لوله دم

hosetail connection

اتصال لوله دم

جملات نمونه

the gardener coiled the hosetail neatly beside the faucet.

باغبان نوار اتصال را به طور مرتب در کنار شیر آب پیچید.

water leaked from a split in the hosetail.

آب از شکاف در نوار اتصال نشت کرد.

he retrieved the hosetail from the garden shed.

او نوار اتصال را از گوگر باغچه برداشت.

the hosetail dragged through the mud during watering.

نوار اتصال در حین آبیاری از خاک لایروب شد.

she replaced the old hosetail with a new one.

او نوار اتصال قدیمی را با یکی جدید جایگزین کرد.

frost damaged the hosetail over winter.

فrost در طول زمستان نوار اتصال را آسیب دید.

the hosetail tangled around the rose bushes.

نوار اتصال در حول و حوالی بوته گل گوجه فرنگی گره خورد.

water pressure was low due to a kinked hosetail.

فشار آب به دلیل نوار اتصال خم شده کم بود.

he stored the hosetail on a reel for easy access.

او نوار اتصال را روی یک چرخ دستی برای دسترسی آسان ذخیره کرد.

the hosetail sprouted holes after years of sun exposure.

نوار اتصال پس از چند سال از مواجهه با نور خورشید سوراخ‌هایی پیدا کرد.

she unwound the hosetail carefully to avoid kinks.

او نوار اتصال را با دقت باز کرد تا از خم شدن جلوگیری شود.

winterize your hosetail before the first freeze.

قبل از اولین یخ زدن، نوار اتصال خود را برای زمستان آماده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید