| جمع | hotchpotches |
a hotchpotch of uncoordinated services.
یک مجموعه نامنظم از خدمات
Those men ate hot dogs and hotchpotch, took a hot spring bath, then caught the host.
آن مردان هاتداگ و هاتچپاتچ خوردند، در چشمه آب گرم حمام کردند، سپس میزبان را گرفتند.
منبع: Pan Pana hotchpotch of uncoordinated services.
یک مجموعه نامنظم از خدمات
Those men ate hot dogs and hotchpotch, took a hot spring bath, then caught the host.
آن مردان هاتداگ و هاتچپاتچ خوردند، در چشمه آب گرم حمام کردند، سپس میزبان را گرفتند.
منبع: Pan Panلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید