hotly

[ایالات متحده]/ˈhɔtli:/
[بریتانیا]/'hɑtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با شور و شوق; با اشتیاق; با دمای بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

hotly contested

بحث داغ

arguing hotly

بحث کردن با شدت

hotly debated topic

موضوع مورد بحث داغ

pursue hotly

به شدت دنبال کردن

جملات نمونه

The rumour was hotly denied.

شایعه به شدت رد شد.

the rumours were hotly denied.

شایعات به شدت رد شدند.

a hotly contested will; answered hotly that he was innocent.

یک اراده به شدت مورد مناقشه؛ با پاسخگویی با شدت به این ادعا که او بی‌گناه بود.

the issues have been hotly contested.

این مسائل به شدت مورد مناقشه قرار گرفته اند.

The subject was hotly debated among the members of the committee.

این موضوع به شدت بین اعضای کمیته مورد بحث قرار گرفت.

he rushed out, hotly pursued by Boris.

او با عجله بیرون رفت، به شدت توسط بوریس تعقیب شد.

The vacant seat of the financial minister is hotly contested among politicians.

صندلی خالی وزیر مالیه به شدت بین سیاستمداران مورد مناقشه است.

He was hotly pursued after by his dog.

او بلافاصله پس از آن توسط سگش تعقیب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید