portable hotplate
صفحه داغ قابل حمل
hotplate cooking
پخت و پز با صفحه داغ
I cooked dinner on the hotplate.
من شام را روی اجاقالماز درست کردم.
The hotplate is used for cooking.
اجاقالماز برای پخت و پز استفاده میشود.
She placed the pan on the hotplate.
او ماهیتابه را روی اجاقالماز قرار داد.
The hotplate heats up quickly.
اجاقالماز به سرعت گرم میشود.
He burned himself on the hotplate.
او روی اجاقالماز دستش را سوزاند.
The hotplate is easy to clean.
تمیز کردن اجاقالماز آسان است.
I need to buy a new hotplate.
من باید یک اجاقالماز جدید بخرم.
The hotplate is portable and convenient.
اجاقالماز قابل حمل و راحت است.
She fried an egg on the hotplate.
او یک تخم مرغ را روی اجاقالماز سرخ کرد.
The hotplate is a common kitchen appliance.
اجاقالماز یک وسیله آشپزخانه رایج است.
portable hotplate
صفحه داغ قابل حمل
hotplate cooking
پخت و پز با صفحه داغ
I cooked dinner on the hotplate.
من شام را روی اجاقالماز درست کردم.
The hotplate is used for cooking.
اجاقالماز برای پخت و پز استفاده میشود.
She placed the pan on the hotplate.
او ماهیتابه را روی اجاقالماز قرار داد.
The hotplate heats up quickly.
اجاقالماز به سرعت گرم میشود.
He burned himself on the hotplate.
او روی اجاقالماز دستش را سوزاند.
The hotplate is easy to clean.
تمیز کردن اجاقالماز آسان است.
I need to buy a new hotplate.
من باید یک اجاقالماز جدید بخرم.
The hotplate is portable and convenient.
اجاقالماز قابل حمل و راحت است.
She fried an egg on the hotplate.
او یک تخم مرغ را روی اجاقالماز سرخ کرد.
The hotplate is a common kitchen appliance.
اجاقالماز یک وسیله آشپزخانه رایج است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید