hourglasses

[ایالات متحده]/ˈaʊəˌɡlæsɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊərˌɡlæsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف شیشه‌ای که برای اندازه‌گیری زمان استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hourglasses design

طراحی ساعت شنی

hourglasses collection

کلکسیون ساعت شنی

hourglasses shape

شکل ساعت شنی

hourglasses timer

کرونومتر ساعت شنی

hourglasses art

هنر ساعت شنی

hourglasses model

مدل ساعت شنی

hourglasses display

نمایش ساعت شنی

hourglasses gift

هدیه ساعت شنی

hourglasses decoration

دکوراسیون ساعت شنی

hourglasses motif

الگوی ساعت شنی

جملات نمونه

she collected antique hourglasses from different countries.

او ساعت‌های شنی قدیمی را از کشورهای مختلف جمع‌آوری کرد.

hourglasses can be used as a decorative piece in a room.

می‌توان از ساعت‌های شنی به عنوان یک وسیله تزئینی در اتاق استفاده کرد.

he turned the hourglasses to measure the cooking time.

او از ساعت‌های شنی برای اندازه‌گیری زمان پخت استفاده کرد.

hourglasses symbolize the passage of time.

ساعت‌های شنی نمایانگر گذر زمان هستند.

the hourglasses on the shelf caught my attention.

ساعت‌های شنی روی قفسه توجه من را جلب کرد.

she used hourglasses to teach her students about time management.

او از ساعت‌های شنی برای آموزش مدیریت زمان به دانش‌آموزانش استفاده کرد.

in ancient times, hourglasses were essential for navigation.

در زمان‌های قدیم، ساعت‌های شنی برای ناوبری ضروری بودند.

he gifted her a pair of hourglasses for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او یک جفت ساعت شنی هدیه کرد.

hourglasses can be found in various sizes and designs.

می‌توان ساعت‌های شنی را در اندازه‌ها و طرح‌های مختلف پیدا کرد.

they used hourglasses during the game to limit the time.

آنها در طول بازی از ساعت‌های شنی برای محدود کردن زمان استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید