housekeepings

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌkiːpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌkipɪŋz/

ترجمه

n. مدیریت امور منزل؛ مدیریت مکان‌ها در زمینه کسب و کار؛ خدمات اتاق یا خانه‌داری در هتل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

housekeepings tasks

وظایف نظافت

housekeepings supplies

لوازم نظافتی

housekeepings services

خدمات نظافتی

housekeepings staff

پرسنل نظافت

housekeepings schedule

برنامه نظافت

housekeepings checklist

لیست بررسی نظافت

housekeepings management

مدیریت نظافت

housekeepings routine

روتین نظافت

housekeepings practices

روش‌های نظافت

housekeepings guidelines

دستورالعمل‌های نظافت

جملات نمونه

housekeepings are essential for maintaining a clean environment.

نظافت منزل برای حفظ محیطی تمیز ضروری است.

effective housekeepings can improve overall productivity.

نظافت موثر می‌تواند بهره‌وری کلی را بهبود بخشد.

she is responsible for the housekeepings in the office.

او مسئولیت نظافت در دفتر را بر عهده دارد.

regular housekeepings help prevent pest infestations.

نظافت منظم به جلوگیری از آلودگی آفات کمک می‌کند.

housekeepings include organizing and cleaning tasks.

نظافت منزل شامل سازماندهی و انجام کارهای نظافتی است.

they hired a service for their housekeepings.

آنها برای نظافت منزل خود یک سرویس استخدام کردند.

housekeepings are often overlooked in busy households.

نظافت منزل اغلب در خانه‌های شلوغ نادیده گرفته می‌شود.

good housekeepings can lead to a healthier lifestyle.

نظافت خوب می‌تواند منجر به یک سبک زندگی سالم‌تر شود.

she created a checklist for her housekeepings.

او برای نظافت منزل خود یک چک لیست تهیه کرد.

housekeepings often involve teamwork in larger families.

نظافت منزل اغلب شامل کار تیمی در خانواده‌های بزرگتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید