houseparent

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌpeərənt/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌpɛrənt/

ترجمه

n.(شخص متأهلی که مسئول خوابگاه دانشجویی است)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

houseparent duties

مسئولیت‌های سرپرست خانگی

houseparent role

نقش سرپرست خانگی

houseparent support

حمایت از سرپرست خانگی

houseparent training

آموزش سرپرست خانگی

houseparent meeting

جلسه سرپرست خانگی

houseparent team

تیم سرپرست خانگی

houseparent program

برنامه سرپرست خانگی

houseparent guidelines

دستورالعمل‌های سرپرست خانگی

houseparent responsibilities

مسئولیت‌های سرپرست خانگی

houseparent benefits

مزایای سرپرست خانگی

جملات نمونه

the houseparent is responsible for the well-being of the children.

سرپرست مسئول رفاه کودکان است.

as a houseparent, you need to create a supportive environment.

به عنوان سرپرست، شما باید یک محیط حمایتی ایجاد کنید.

the houseparent organizes activities for the residents.

سرپرست فعالیت‌ها را برای ساکنان سازماندهی می‌کند.

being a houseparent requires patience and understanding.

سرپرست بودن نیاز به صبر و درک دارد.

the houseparent helps the children with their homework.

سرپرست به کودکان در انجام تکالیفشان کمک می‌کند.

every houseparent must attend training sessions.

هر سرپرستی باید در جلسات آموزشی شرکت کند.

the houseparent acts as a mentor to the students.

سرپرست به عنوان یک راهنما برای دانش آموزان عمل می کند.

houseparents often build strong relationships with their residents.

سرپرستان اغلب روابط قوی با ساکنان خود ایجاد می کنند.

the houseparent ensures a safe living environment.

سرپرست از یک محیط زندگی ایمن اطمینان حاصل می‌کند.

communication skills are essential for a houseparent.

مهارت های ارتباطی برای یک سرپرست ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید