hoyden spirit
روحهی هویدن
hoydenish behavior
رفتار هویدنوار
hoyden nature
طبع هویدن
hoyden attitude
نگاه هویدن
hoyden charm
جاذبهی هویدن
hoyden ways
روشهای هویدن
hoyden antics
رفتارهای شیطنتآمیز هویدن
hoyden laugh
خندهی هویدن
hoyden playfulness
بازیگوشی هویدن
she was a hoyden in her youth, always climbing trees and playing rough.
او در جوانی یک دختر خاله بود، همیشه درختنورد میشد و بازیهای خشن انجام میداد.
the hoyden ran through the fields, laughing and shouting with her friends.
دختر خاله در میان مزارع میدوید، در حالی که با دوستانش میخندید و فریاد میزد.
despite her hoyden behavior, she was very kind-hearted.
با وجود رفتار دختر خاله، او بسیار مهربان بود.
her hoyden nature often got her into trouble at school.
طبع دختر خاله اغلب باعث میشد در مدرسه دچار مشکل شود.
as a hoyden, she preferred outdoor adventures over indoor activities.
به عنوان یک دختر خاله، او ماجراجوییهای فضای باز را به فعالیتهای داخل خانه ترجیح میداد.
the hoyden's antics amused everyone at the party.
رفتارهای دختر خاله همه را در مهمانی سرگرم کرد.
her hoyden spirit was infectious, drawing everyone into her fun.
روحیه دختر خاله مسری بود و همه را به سرگرمی او جذب میکرد.
they called her a hoyden for her fearless attitude.
آنها به دلیل اعتماد به نفس او به او میگفتند دختر خاله.
growing up, she embraced her hoyden side, never afraid to be herself.
در حال رشد، او از سمت دختر خاله خود استقبال کرد و هرگز از بودن خود نترسید.
the hoyden climbed the tallest tree, much to her parents' dismay.
دختر خاله بلندترین درخت را بالا رفت، که باعث ناراحتی والدینش شد.
hoyden spirit
روحهی هویدن
hoydenish behavior
رفتار هویدنوار
hoyden nature
طبع هویدن
hoyden attitude
نگاه هویدن
hoyden charm
جاذبهی هویدن
hoyden ways
روشهای هویدن
hoyden antics
رفتارهای شیطنتآمیز هویدن
hoyden laugh
خندهی هویدن
hoyden playfulness
بازیگوشی هویدن
she was a hoyden in her youth, always climbing trees and playing rough.
او در جوانی یک دختر خاله بود، همیشه درختنورد میشد و بازیهای خشن انجام میداد.
the hoyden ran through the fields, laughing and shouting with her friends.
دختر خاله در میان مزارع میدوید، در حالی که با دوستانش میخندید و فریاد میزد.
despite her hoyden behavior, she was very kind-hearted.
با وجود رفتار دختر خاله، او بسیار مهربان بود.
her hoyden nature often got her into trouble at school.
طبع دختر خاله اغلب باعث میشد در مدرسه دچار مشکل شود.
as a hoyden, she preferred outdoor adventures over indoor activities.
به عنوان یک دختر خاله، او ماجراجوییهای فضای باز را به فعالیتهای داخل خانه ترجیح میداد.
the hoyden's antics amused everyone at the party.
رفتارهای دختر خاله همه را در مهمانی سرگرم کرد.
her hoyden spirit was infectious, drawing everyone into her fun.
روحیه دختر خاله مسری بود و همه را به سرگرمی او جذب میکرد.
they called her a hoyden for her fearless attitude.
آنها به دلیل اعتماد به نفس او به او میگفتند دختر خاله.
growing up, she embraced her hoyden side, never afraid to be herself.
در حال رشد، او از سمت دختر خاله خود استقبال کرد و هرگز از بودن خود نترسید.
the hoyden climbed the tallest tree, much to her parents' dismay.
دختر خاله بلندترین درخت را بالا رفت، که باعث ناراحتی والدینش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید